من گریههای مادرِ جاویدنام ماني صفر پورو تو اتاقش دیدم، دیدم مدام اتاقِ خالیشو تمیز میکنه و با هرکدوم از تیشرت و کفشاش گریه میکنه...
دیدم گریههای مادرِ جاویدنام حنانه کیا رو، که مادرش سرِ خاکش میگه حنانه یه دنیا برنامه داشتي تو مامان، مامان چرا رفتي مارو تنها گذاشتي؟
دیدم گریههای مادرِ آیدا حیدري رو میگفت سینهم سوخت، دخترم...، دخترم دکتر بود، دکتر بود :)
چرا با دیدنِ اشکاشون، با شنیدنِ غم و غصههاشون منم نمردم؟ خدایا من چرا هنوز زندهم قربونت برم.
13August 30, 2026 104 3