هنگام که ما به کنار برکه رسیدیم، درخت را با تیر زده بودند. بوتههای کنار درخت، تنهی شکسته را پوشانده بود. صدای آب بود، نه صدای سم اسبان و نه دیگرانی که دیشب تا سپیده نجوا میکردند. یک تکه از آسمان آبی را کنده بودند. ما دستان را بسوی تکهی آبی بردیم،
دستان گم شد.
از -هزار پله به دریا مانده است-
احمدرضا احمدی
June 13, 2026 2.3K 30