همیشه اول هر شعر در نظرها بود
برای هر شب تاریک من سحرها بود
دلم پر ست عزیزم ز درد و رنج فراق
که باغ خاطرهام زخمی تبرها بود
برای بوسهای از من صدا بریده چرا ؟
چه خوب میشد اگر بر لبم اثرها بود
بیا که حال من و تو به هم گره خورده
درون قهوهی تنهاییام خبرها بود
دلم شکسته ولی کینهای به قلبم نیست
چه گویم از دل تنگم که در گذرها بود
از آسمان خیالم نمی رود بیرون
که سایهی مه و مهتاب دورترها بود
از این سیاهی و این شام تار میترسم
که آخرین خط شعرم پیشترها بود
۷۷۴
#بیژن_عظیمی
#طاهره شهید زاده نورامید
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
2
1September 3, 2026 40