مصدق و نفتی که در سایهٔ گلوله «ملی» شد!
(قسمت دوم و پایانی)
عزتالله سحابی، از مدافعان مصدق و عضو بعدی نهضت مقاومت ملی نیز انجام چنین جلسهای را تایید میکند:
«ترور رزمآرا هم در جلسهای که با حضور مرحوم نواب صفوی، مرحوم دکتر فاطمی، دکتر بقایی، مکی، شایگان و سایر رهبران جبههٔ ملی، البته بدون حضور مصدق و آیتالله کاشانی، برگزار شده بود مطرح شد. در آن جلسه بنا به دلایلی دکتر مصدق شرکت نداشت و دکتر فاطمی را به نمایندگی فرستاده بود.»
سحابی مینویسد سران جبههٔ ملی در آن جلسه استدلال کردند که خطر اصلی فعلاً شاه نیست، بلکه رزمآراست و همهٔ کارها زیر سر اوست. نواب نیز پرسید اگر رزمآرا ساقط شود، آیا آنان پس از رسیدن به قدرت احکام اسلامی را اجرا خواهند کرد؟ پاسخ آنان مثبت بود. [۵]
بنابراین روایت جلسه فقط از زبان یک مخالف مصدق یا نویسندگان حکومتی نقل نشده است؛ یکی از چهرههای شناختهشدهٔ ملیمذهبی و از مدافعان تاریخی مصدق نیز اصل آن را در خاطرات خود آورده است.
رزمآرا در ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ در مسجد شاه به ضرب گلوله کشته شد. قاتل، خلیل طهماسبی، عضو فدائیان اسلام، در محل دستگیر شد. فاصلهٔ گلوله تا تصویب ملیشدن نفت در کمیسیون، فقط یک روز بود. [۶]
در دورهٔ نخستوزیری مصدق، مجلس هفدهم قانونی برای عفو و آزادی طهماسبی تصویب کرد. در متن رسمی قانون آمده بود:
«چون خیانت حاجعلی رزمآرا بر ملت ایران ثابت گردیده، هرگاه قاتل او استاد خلیل طهماسبی باشد، به موجب این قانون مورد عفو قرار میگیرد و آزاد میشود.» [۷]
این متن یکی از شرمآورترین قوانین تاریخ مشروطیت ایران است. این فقط عفو یک زندانی نبود؛ مشروعیتبخشیدن رسمی به قتل سیاسی بود. هیچ دادگاهی رزمآرا را به جرم خیانت محکوم نکرده بود. بااینحال، مجلس او را پس از مرگ «خائن» اعلام کرد و قاتل احتمالیاش را آزاد ساخت. حتی در متن قانون از قاتل با عنوان احترامآمیز «استاد خلیل طهماسبی» نام برده شد.
در صورت اولیهٔ طرح، عبارتی از این هم صریحتر وجود داشت:
«بر فرض اینکه قاتل او خلیل طهماسبی باشد، از طرف مردم ایران بیگناه شناخته شده و تبرئه میشود.»[۸]
یعنی مجلس خود را هم دادستان، هم قاضی و هم سخنگوی تمام ملت ایران اعلام کرد؛ مقتول را محکوم و قاتل را قهرمان شناخت.این عفو عادی یک محکوم نبود. تبدیل ترور سیاسی به حق ملت و تبدیل قاتل به مجری ارادهٔ عمومی بود.
از مصدق چهرهای ساختهاند که گویا همهٔ وجودش در قانون خلاصه میشد. اما قانونگرایی فقط سخنرانی در مجلس، سوگند به قرآن و استناد به قانون اساسی نیست. آزمون واقعی قانونگرایی زمانی است که قانون مانع رسیدن تو به قدرت یا تحقق هدف سیاسیات میشود.
* مصدق در محکمهٔ نظامی، خلیل بزرگمهر، تهران: انتشارات نیلوفر، ص ۲۲.
منابع
[۱] حمید شوکت، در سایهٔ ابلیس: زندگی سیاسی نواب صفوی، جمعیت فدائیان اسلام، چاپ اول، انتشارات فروغ، آلمان، ۱۴۰۴/۲۰۲۵، بهویژه صص ۱۸۵–۱۸۷؛ نقل روایت مهدی عراقی دربارهٔ جلسهٔ مشترک و حضور فاطمی به نمایندگی از مصدق.
[۲] همان، مقدمه و فصلهای مربوط به ترور هژیر و رزمآرا؛ بهویژه جمعبندی شوکت دربارهٔ تأثیر قتل هژیر بر ورود مصدق و یارانش به مجلس شانزدهم و تأثیر قتل رزمآرا بر ملیشدن نفت.
[۳] محمدعلی موحد، خواب آشفتهٔ نفت، جلد اول، بخش مربوط به دولت رزمآرا، قرارداد الحاقی و مخالفت جبههٔ ملی با سیاست نفتی دولت.
[۴] حاج مهدی عراقی، ناگفتهها: خاطرات حاج مهدی عراقی، به کوشش محمود مقدسی، مسعود دهشور و حمیدرضا شیرازی، تهران، انتشارات رسا، ۱۳۷۰، صص ۷۲–۷۷.
[۵] عزتالله سحابی، نیمقرن خاطره و تجربه، جلد اول، ص ۹۹.
[۶] مذاکرات مجلس شورای ملی، دورهٔ شانزدهم، جلسات کمیسیون مخصوص نفت و جلسات ۱۷ تا ۲۴ اسفند ۱۳۲۹؛ همچنین محمدعلی موحد، خواب آشفتهٔ نفت، بخش مربوط به تصویب اصل ملیشدن پس از قتل رزمآرا.
[۷] «قانون مربوط به عفو و آزادی استاد خلیل طهماسبی»، مصوب ۱۳۳۱
[۸] محمود فاضلی، «عفو خلیل طهماسبی از سوی مجلس شورای ملی»، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
✅@behzadmehrani77












