تحشیه (حاشیهنویسی) دوست اندیشمند و باریکاندیش من
آقای مهندس رضا شکارسرایی | مهندس مکانیک
👇👇👇
بنبست اگزیستانسیال تأسیسات ساختمان (؟)
ساختمان را برای زندگی میسازیم، اما انگار تأسیسات را برای فراموش شدن.
کندانسور کولر را پشت شیشه حبس میکنم؛ به این فکر نمیکنم که این دستگاه برای کار کردن، قبل از برق، به «هوا» احتیاج دارد. بعد که از گرما نفسش بند آمد، یکی از شیشهها را درمیآورم. به من چه؟ مهم این است که امروز کولر من کار کند.
به این فکر نمیکنم که آن حفرهی سیاه، زخمی بر صورت ساختمان است؛ زخمی که هر طبقه، دیر یا زود نسخهی خودش را برایش میپیچد. یکی یک شیشه را برمیدارد، یکی دو تا، یکی تمام قاب را. هرکس مسئلهی خودش را حل میکند و مسئلهی ساختمان، مسئلهی هیچکس نیست.
در طراحی، جایی برای «تعمیر» در نظر نمیگیرم؛ چون تعمیر، مسئلهی آینده است و آینده همیشه متعلق به «دیگری» است. اگر روزی برای تعویض یک کمپرسور مجبور شوند نما را بشکافند، به من چه؟
تأسیسات، بیش از آنکه قربانی کمبود دانش باشد، قربانی بیتوجهی به «دیگری» است؛ به تعمیرکار، به بهرهبردار، به رهگذری که قرار است سالها این نما را ببیند، و حتی به خود دستگاهی که قرار است بیوقفه برای آسایش ما کار کند.
و بعد، وقتی نما تکهتکه میشود، راندمان پایین میآید، مصرف برق بالا میرود و ساختمان پیرتر از عمر واقعیاش به نظر میرسد، همه دنبال مقصر میگردیم؛ غافل از اینکه اشکال، از همان روز اول در نقشهها آغاز شده بود.
تأسیسات خوب، فقط لوله و کانال و دستگاه نیست؛ احترام به آینده است. احترام به کسی که بعد از ما قرار است با این ساختمان زندگی کند.
3
2July 3, 2026 101 3