📜• - قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ : حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ كَثِيرٍ ، قَالَ : حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحْرِزٍ بْنِ يَعْلَی ، عَنْ أَبِي أَيُّوبَ اَلْوَاقِدِيِّ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَامَانَ ، قَالَ : رَأَيْتُ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ (عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ) يُنَادِي اَلْحَيَّاتِ فَتُجِيبُهُ ، وَ يَلُفُّهَا عَلَی يَدِهِ وَ عُنُقِهِ وَ يُرْسِلُهَا . قَالَ : فَقَالَ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ عُمَرَ : أَنَا أَفْعَلُ ذَلِكَ. فَأَخَذَ حَيَّةً فَلَفَّهَا عَلَی يَدِهِ ، فهرمته حَتَّی مَاتَ .---
•" محمد بن هامان گفت: حضرت امام حسن مجتبی را دیدم در حالی که مارها را صدا میکرد، آنها ایشان را جواب داده و بر دست و گردن مبارکش بالا و پایین می آمدند و هیچ گزندی به آن حضرت نمی رساندند. یکی از فرزندان عمر گفت: من هم همین کار را می کنم سپس ماری را به دست خود گرفت، مار او را نیش زد و به هلاکت رسید.
📓|- دلائل الامامه ، ص۱۷۰
🟡 |- #فضائل
| ● @Anwar_olHedayeh











