فرض کنید من به شما بگویم در گاراژ من یک اژدهای آتشین زندگی میکند. شما احتمالاً میخواهید آن را ببینید، اما وقتی وارد گاراژ میشوید هیچ اژدهایی نمیبینید. من توضیح میدهم که اژدها نامرئی است. پیشنهاد میکنید روی زمین آرد بپاشیم تا رد پاهایش معلوم شود؛ میگویم ایدهٔ خوبی است، اما این اژدها در هوا شناور است. پیشنهاد میکنید از دوربین مادونقرمز استفاده کنیم؛ میگویم آتش او گرما تولید نمیکند. برای هر آزمایشی که پیشنهاد میکنید، توضیحی دارم که چرا نتیجه نمیدهد.
حالا تفاوت میان یک اژدهای نامرئی، نامادی و شناور که آتش بدون گرما بیرون میدهد و اصلاً اژدهایی وجود نداشته باشد چیست؟ اگر هیچ راهی برای رد کردن ادعای من وجود نداشته باشد، هیچ آزمایشی که بتواند علیه آن نتیجه بدهد، اصلاً چه معنایی دارد که بگوییم اژدهای من وجود دارد؟ ناتوانی شما در رد کردن فرضیهٔ من، به هیچوجه معادل اثبات درست بودن آن نیست.
📚 جهان تسخیرشده از شیاطین | کارل سیگن



