چیزی که تو تجربهٔ مدام حملههای پنیک خاموش و واقعیتزدایی هست، میزان انرژی زیادیه که روان و بدنت مصرف میکنن تا نجاتت بدن. تو بابتش نمیری اورژانس و تا صداشو درنیاری آدما متوجهش نمیشن، ولی هر ثانیه یه جنگ تمامعیار درونت در جریانه و کشتهٔ این جنگ خودتی. قادر به حرف زدن ازش نیستی. نمیشه توضیحش بدی. مدام بین جهانی که واقعیت داره و پس میزنهت و جهانی که وجود نداره و پیش میکشهت آونگ میشی. به خودت شک میکنی. جون میکَنی خودتو به زندگی برگردونی و هر لحظه میترسی دوباره بیفتی تو اون آونگ. انقدر از خودت مصرف میکنی که نهایتاً وقتی هم برمیگردی، فقط در اون حد جون داری که بیفتی یه گوشه.
6
1September 4, 2026 46