گفتگوی حسین ناصرالملکی با علی باباچاهی ۱۳۸۵ گفت‌وگو با على‌ باباچاهى‌… — Ali Babachahi — TG.ME

گفتگوی حسین ناصرالملکی با علی باباچاهی
۱۳۸۵

گفت‌وگو با على‌ باباچاهى‌ (شاعر و منقد)؛ شعر در وضعيت‌ ديگر

پس‌ از چهار دهه‌ فعاليت‌ فرهنگي، همچنان‌ جوان‌ است‌ و پرنشاط‌ و از صحبت‌ با جوان‌ها خسته‌ نمى‌شود.شاعرى‌ که‌ تمام‌ دوران‌هاى‌ شعرى‌ را تجربه‌ کرده‌ و همه‌ تلخى‌ و شيرينى‌هاى‌ عرصه‌ شعر را چشيده‌ است. با بيش‌ از 20 جلد کتاب‌ در زمينه‌ شعر، نقد شعر و پژوهش‌ ادبي! آنچه ميخوانيد گفت وگو با على‌ باباچاهى است، در باره‌ شعرامروز‌ يا به‌ قول‌ خودش‌ «شعر در وضعيت‌ ديگر» يا شعر«پسانيمايي» :
آقاى‌ باباچاهى‌ به‌ عنوان‌ اولين‌ سوال‌ تحليل‌ شما از شعر، از نيما تاکنون‌ چيست؟
ما با حضور ژانرهاى‌ مختلف‌ شعرى‌ روبه‌رو بوده‌ايم‌ و اين‌ به‌ هر حال‌ نکته‌ مثبتى‌ است. شعر رمانتيک، شعر رئاليستى‌ و ... من‌ هم‌ تقسيم‌بندى‌هايى‌ انجام‌ داده‌ام، مثلا شعر عصيانى‌ يا شورشي، شعر غنايى‌ و شعر ايضايى‌ که‌ صرفا مبادله‌ حسى‌ مى‌کند و ساختار زيبايى‌شناسى‌ معمول‌ و متداولى‌ دارد.تقسيم‌بندى‌ ديگرى‌ هم‌ هست‌ که‌ شعر مدرن‌ را مى‌شود به‌ دو قسمت‌ تقسيم‌ کرد: دسته‌ اول‌ شاعرانى‌ هستند که‌ به‌ نوآورى‌ سطحى‌ روى‌ مى‌آورند و دسته‌ دوم‌ با حضور خودشان‌ معيار و ذائقه‌ شعرى‌ ما را تغيير و ارتقا مى‌دهند. آنها خطر مى‌کنند و اين‌ خطر کردن‌ برايشان‌ گران‌ تمام‌ مى‌شود و ممکن‌ است‌ مخاطبان‌ خودشان‌ را از دست‌ بدهند.در طول‌ اين‌ سال‌ها شاعرانى‌ شورشى‌ يا شاعران‌ متفاوت‌نويس‌ تعدادشان‌ چندان‌ زياد نبوده. بى‌آن‌که‌ همه‌ اينها را در يک‌ رديف‌ قرار بدهيم‌ مى‌توانيم‌ از نيمايوشيج‌ اسم‌ ببريم، در مقطعى‌ از شاملو از فروغ‌ و هوشنگ‌ ايرانى‌ و اين‌ اواخر هم‌ يداله‌ رويايى‌ که‌ اينها در زمان‌ خودشان‌ به‌ هر شکل‌ سعى‌ کردند از شعر مدرن‌ موجود فراتر بروند.بيشتر اين‌ شاعران‌ چهره‌هاى‌ تثبيت‌ شده‌اى‌ هستند که‌ در حوزه‌ شعر مدرن‌ از آنها مى‌شود نام‌ برد اما در حال‌ حاضر شعر مدرن‌ معاصر در وجوه‌ قابل‌ مشاهده‌اى‌ به‌ نوعى‌ اتومازيسيون، انجماد يا نوعى‌ فرسايش‌ و سکون‌ دچار شده‌ است‌ ولى‌ به‌ اين‌ معنى‌ نيست‌ که‌ به‌ شعر مدرنى‌ که‌ ما با اين‌ توضيحات‌ از آن‌ اسم‌ برديم، به‌ ديده‌ انکار بنگريم.
نمى‌خواهيد به‌ شعر خودتان‌ هم‌ اشاره‌ کنيد؟
در شعرهاى‌ من‌ حضور شنونده‌ مهم‌ است‌ و در واقع‌ شعرهاى‌ من‌ بيشتر شنيدارى‌ است‌ تا ديداري. اين‌ نوع‌ شعرها متکى‌ به‌ نوعى‌ ضرباهنگ، موسيقى‌ و روايت‌هاى‌ مختلف‌ غيرخطى‌ است. غيرخطى‌ به‌ اين‌ معنا که‌ مثلا اشعار فريدون‌ مشيرى‌ يا شعرهاى‌ نادرپور يا حتى‌ شاملو تک‌ خطى‌ به‌ شمار مى‌آيند. بگذريم‌ از اين‌که‌ شاملو پاره‌اى‌ شعرهاى‌ تاويل‌پذير و چندمعنايى‌ دارد. به‌ عقيده‌ من‌ شعرهايى‌ که‌ ظاهرا تک‌خطى‌ هستند اما قابل‌ تاويلند، تک‌خطى‌ محسوب‌ نمى‌شوند.
يکى‌ از کتاب‌هاى‌ قابل‌ ملاحظه‌ شما، «سه‌ دهه‌ شاعران‌ حرفه‌اي» است‌ و تقسيم‌بندى‌اى‌ که‌ شما در آن‌ از شاعران‌ معاصر انجام‌ داده‌ايد. اگر نام‌ و معيار کتاب‌ «حرفه‌اى‌ بودن» است‌ پس‌ چرا بعضى‌ از شاعران‌ يامثل قيصر امين‌پور يا ...، در اين‌ کتاب‌ نيستند؟
در کتاب‌ «سه‌ دهه‌ شاعران‌ حرفه‌اي» شاعران‌ را تحت‌ عنوان‌ «ديروز اکنونيان» «امروز اکنونيان» و «امروز فرداييان» تقسيم‌بندى‌ کرده‌ايم‌ که‌ حضور گروه‌ سوم‌ را بعدها خواهيم‌ ديد. معيارهاى‌ انتخاب‌ من‌ در حدود 14 مورد بوده‌ که‌ در مقدمه‌ کتاب‌ آمده‌ است. مهم‌ترين‌ آن‌ موارد اين‌ بوده‌ که‌ شاعرانى‌ که‌ در اين‌ سه‌ دهه‌ فعال‌ بوده‌اند، نامشان‌ بيايد پس‌ کسانى‌ مثل‌ اخوان، سهراب‌ و م. آزاد برخلاف‌ ميل‌ باطنى‌ام‌ از اين‌ ليست‌ حذف‌ شدند.در مورد ‌ قيصر امين‌پور و... هم‌ بايد بگويم‌ که‌ صرف‌ در صحنه‌ بودن، نشان‌ از حرفه‌اى‌ بودن‌ نيست. البته‌ اين‌ موضوع‌ در مورد بقيه‌ شاعران‌ هم‌ صدق‌ مى‌کند. به‌ هر حال‌ افرادى‌ که‌ من‌ انتخاب‌ کردم‌ بايد حد نصابى‌ از مدرنيت‌ و معاصريت‌ مى‌داشتند و مساله‌ دولتى‌ بودن‌ يا نبودن‌ هم‌ اصلا مطرح‌ نبوده‌ است.
چند خطى‌ بودن‌ يا نبودن‌ که‌ گفتيد در انتخاب‌ شاعران، ملاک‌ بوده؟
مطلقا نبوده، براى‌ اين‌که‌ ما کم‌ و بيش‌ در اين‌ کتاب‌ با شعرهاى‌ چندخطى‌ روبه‌رو نيستيم‌ مثل‌ شعرهاى‌ شاملو و ديگران. اين‌ موازين‌ و معيارها را خود شعرها به‌ ما ارايه‌ مى‌کنند. ممکن‌ است‌ من‌ در انتخاب‌ها اشتباه‌ کرده‌ باشم‌ اما در مورد غيرفعال‌ها! مثلا کيومرث‌ منشى‌زاده‌ که‌ در اين‌ دو سه‌ دهه‌ فعال‌ نبوده‌ و مجبور به‌ حذف‌ او شدم.
May 6, 2024 331 2