کجا در سنگلاخِ سینههاشان ریشه میگیری؟
کسی مجبورِ ماندن در زمستانِ اتاقت نیست
چرا با عابرانِ بیتفاوت سخت درگیری؟
اگر از حالِ تاریکت کسی چیزی نمیفهمد
در این شبکوریِ عالم، چرا بیهوده دلگیری؟
پرنده زادهیِ پرواز و حق دارد رها باشد
مخواه از بادِ سرگردان که گردد رامِ زنجیری
بیا با خلوتِ خود صلح کن، ای عاشقِ خسته!
که تنهایی برایِ دردهایِ توست، اکسیری
#آقای_شاید
AghayeShayad