درسته یه محتوای آموزشی میتونه حتی محتوای مفیدی هم باشه و چیزی بهت اضافه کنه ولی لازمه با واقعیت هم مطابقت پیدا کنه!
بعضی ریلز های آموزش زبان انگلیسی یا مقاله نویسی حتی، انگار یه قاشق از دریا رو طوری نشون میدن که یا فکرکنی زبان و مقاله نویسی چه غولیه یا شاید محتوای کپسولی و جمع و جور و باحالی باشه و فکرکنی اگه تو که داری زبان میخونی و هنوز فلان گرامر یا اصطلاح رو نمیدونی چقدر عقبی!
( درسته که واقعیت اینه که، ظرفیت یه ریلز بیشتر از یه قاشق از دریا نیست! اما مسئله اینه که با این آگاهی ازش استفاده کنی که knowledge ت رو باهاش محک نزنی ، بلکه با این دیتاهایی که بدست میاری دانش ت رو غنی کنی نه اینکه base رو بسازی).
میخوام با یه کلیدواژه آشناتون کنم که به نظرم برای داشتن Media Literacy خیلی کمککنندهست:
Post-truth Society
یا «جامعه پساحقیقت».
ما این روزها توی دنیایی زندگی میکنیم که توش، خیلی وقتها احساسات و باورهای قبلی ما، بیشتر از واقعیتهای عینی روی قضاوتمون اثر میذارن.
مثلاً چند بار شده یه ریلز دربارهی یک رژیم غذایی، یک عادت موفقیت، یک محصول، یا حتی یک سبک زندگی ببینید و انقدر روایتش قوی و هیجانانگیز باشه که بدون اینکه متوجه بشید، احساس کنید «حتماً درسته»؟
چند بار پیش اومده قبل از اینکه اون محتوا رو باور کنید یا برای بقیه بفرستید، از خودتون بپرسید:«منبع علمی این حرف چیه؟»، «آیا شواهدی هم پشتش هست؟»
«ممکنه بخشی از واقعیت گفته نشده باشه؟» ،«تا چه حد به صورت عقلانی معتبره و منطبق با واقعیتهاست؟»
در دنیای پساحقیقت، معمولاً اون محتوایی بیشتر دیده میشه که احساسات ما رو بیشتر درگیر کنه؛ نه لزوماً اون محتوایی که دقیقتر یا واقعیتره.
در دنیای پساحقیقت، روایتهایی که احساسات و باورهای قبلی ما رو درگیر یا تأیید میکنن، گاهی اثر بیشتری از شواهد روی قضاوت ما میذارن.شاید دفعهی بعد که وسط سیل ریلزها و کانتنتهای (content ) رنگارنگ یا توییت ها بودید، فقط چند ثانیه مکث کنید و علاوه بر احساستون، از دریچهی واقعیت هم به اون محتوا نگاه کنید. همین چند ثانیه مکث، یکی از مهمترین نقطه شروعها برای خارج شدن حتی برای مدتی کوتاه از اون دنیای پسا حقیقته و رفته رفته تفکر نقادانه رو در شما و منو پرورش میده.
#Self_Help
@Academic_WriteRight



