برای یه بار توی عمرتون هم که شده، برای نقد و توهین به یه مقام سیاسی، به زنش توهین نکنید. برای یه بار هم که شده، وقتی میخواید یه مرد رو بکوبید، از بدنِ زنها و جنسیتِ زنها و فرهنگِ ناموس پرستی علیهِ زنها خرج نکنید. واقعاً انتظار زیادیه؟
«زنخراب» دقیقاً چه ربطی به توهین و نقرِ سیاسی داره؟ چرا برای کوبیدن یه مرد، باید زن رو تبدیل کنید به فحش؟ چرا شرافت و ارزش زن رو میچپونید توی رفتار جنسیش و بعد هم همونو ابزار تحقیر میکنید؟
و «دیوث» هم وقتی با معنای «بیغیرت» و در چارچوب فرهنگ ناموس و غیرت استفاده میشه، دقیقاً داره همون فرهنگ پوسیدهای رو بازتولید میکنه که زن رو ملک مرد و حیثیت مرد رو وابسته به کنترل زن میدونه.
یعنی حتی وقتی دارید با یه سیاستمدار میجنگید هم مغزتون میره سمت زنستیزی و ناموسپرستی.
نقد سیاسی بلد نیستید، پس میرید سراغ زنها بهعنوان ابزار فحش.
زن، ابزار تحقیر مرد نیست.
بدن زن، حیثیت مرد نیست.
زنِ یک مرد، دارایی و ناموس اون مرد نیست.
اگر از رضا پهلوی خوشتون نمیاد، پس هزار تا نقد سیاسی و تاریخی و عملکردی بهش دارید، اگه دارید بفرمایید بکوبیدش. ولی اینکه برای تحقیرش زن کنارش رو میکشید وسط و بعد با افتخار اسمش رو میذارید «فحش» فقط یه چیز رو ثابت میکنه.
حتی وقتی فکر میکنید دارید مردی رو تحقیر میکنید، باز هم این زنها هستن که قربانی ادبیات کثیف شما میشن.
بعد هم طلبکارانه ادعای مبارزه با جمهوری اسلامی و آزادی میکنید. آزادی برای کی دقیقاً؟ چون ظاهراً زن هنوز باید وسیلهی فحشدادن به مردها باشه.
