ز يک مشرق نمايان شد دو خورشيد جهانآرا
که رخت نور پوشاندند بر تن آسمانها را
دو عيسیدم، دو موسیيَد، دو حُسن خالق سرمد
يکی صادق، يکی احمد، یکی عالی، یکی اعلا
یکی بنیانگر مکتب، یکی آرندهی مذهب
یکی انوار را مشعل، یکی اسرار را گویا
یکی از مکه انوار رُخَش تابید در عالم
یکی شد در مدینه آفتاب طلعتش پیدا
رسد آوای «قال الصادق» و «قال رسول الله»
به گوش اهل عالم تا که اين عالم بود بر پا...
مرا دین نبی، مهر علیّ و مذهب جعفر
سه مشعل بوده و باشد، چه در دنيا، چه در عقبیٰ
درِ دیگر زنم غير از در آل علی؟ هرگز!
ره دیگر روم غير از ره این خاندان؟ حاشا!
بهشت من بوَد مهر علی و مهر اولادش
نه از محشر بود بيمم، نه از نارم بود پروا
سراپا عضو عضوم را جدا سازند از پیکر
اگر گردم جدا يکلحظه از ذرّیهی زهرا
#میثم
August 29, 2026 118