روز ها گذشت مرت الایام من بایسکلم را در زیرزمین خانه پنهان کردم تا هیچ کس نتواند آن را دزدی کند. انی ضمیت البایسکل بسرداب البیت حتی محد یگدر یبوگه. پنسل های رنگیم را در جاپنسلی گذاشتم تا خدای نکرده گم نشوند. خلیت اقلامی التلوین بمحفظه الاقلام حته لايضیعن لا سامح الله. لباسهای عیدم را در کمد گذاشتم تا دست هیچکس به آنها نرسد. خلیت ملابسی مال العید بالکنتور حتی ما يوصلها احد. توپ فوتبالم را داخل توری گذاشتم و به دیوار زدم تا هیچکس آن را برندارد. خلیت طوبتی مالت کره القدم بشبچه و علگتها علی الحایط حتی محد یاخذها. عروسکهایم را در ویترین گذاشتم تا مبادا خراب شوند. خلیت لعاباتی بالمعرض خاف لا يخربن. روزها گذشت و سالها گذشت. مرت ایام و سنين. من از همه داشتههای کودکیام به خوبی مراقبت کردم. انی اعتنيت بکل ممتلکاتی مال فترة طفولتی. اما نمیدانم کدام روز، کدام سال، چه کسی از کجا آمد و روزهای کودکیام را برد؟ بس ماادری یا یوم، یا سنه، منو و من وین اجه و اخذ ایام طفولتی؟
روز ها گذشت مرت الایام من بایسکلم را در زیرزمین خانه پنهان کردم تا… — آموزش زبان عربی- لهجه عراقی — TG.ME
February 4, 2026 1.4K