مریم: من یبار شوهرم داشت می اومد دنبالم عقد بودیم . یدفه یادم افتاد…

مریم:

من یبار شوهرم داشت می اومد دنبالم عقد بودیم . یدفه یادم افتاد حمام نرفتم . پریدم حموم سریع یه دوش گرفتم  . یه مقدار واجبی ام درست کردم میگفتن سفید و نرم میکنه . تا حالا استفاده نکرده بودم .‌   حمام مام زیر راه پله بود .  دیگ کارم تموم شد اومدم بیرون. وااااااااای ک کل خونه رو بو گند برداشته بود.   همون لحظه ام شوهرم اومد  درو ک باز کردم گفت اه این چه بوییه میاد ؟  😖😖😖😖 

گفتم نمیدونم بیا تو 🤗🤗🤗


گفت نه تو نمیام برو اماده شو بریم . 😓😓😓

حالا اون وسط مامانم اسفند آتیش کرده بود بوها بره 😏😏😏

دیگ بو اسفند و واجبی و اینا قاطی شده بود . 

شوهرمم گف بدو بیا بریم سر درد کردم ازین بو . 

تو کل مسیرم تو ماشین هی میگفت این چه بوییه میاد ؟  میگفتم نمیدونم ‌ منم خودمو زده بودم ب ندونی . هی میگفت مانتو تو از بقچه کشیدی بیرون ؟ بو از مانتوته ؟ بو موندگی میده .  هی میگفتم نه بابا .  دیگه اونشبم با حفظ فاصله ازش خابیدم . سر درد کرده بود . بوی لعنتی ام نمیرفت تا فرداشم بود 
🙊🙊😷🤣🤣🤣



#سوتی_های_زنونه♥️
@zaanone
😁93👍18🤣14😱10❤3👎3😢1
۱۳ خرداد ۱۳۹۸ ۱۹۳٫۲ هزار ۵۵۲
مریم: من یبار شوهرم داشت می اومد دنبالم عقد بودیم . یدفه یادم افتاد… — سوتی های زنونه 😅😉❤❤ — TG.ME