🔹نگاه کردن به ترسات،
🔸نگاه کردن به ضعفات،
🔹نگاه کردن به کمبودات،
🔸نگاه کردن به بهونه ها،
🔹 نگاه کردن به تاریکی ها،
🔸 نگاه کردن به غم هات،
🔹نگاه کردن به دردات،
🔸نگاه کردن به وابستگی هات،
🔹 نگاه کردن به حسادتات،
🔸نگاه کردن به احساس کمبودت،
🔹 نگاه کردن به حس ناکافی بودنت
🔸نگاه کردن، به ناتوانایی هات
🔹نگاه کردن به حرص و عجله ات
.
.
.
باعث میشه بفهمی همشون دروغه و توهمیه که ذهنت تورو قفل کرده.
نگاه تو، چراغ و نوره،
نگاهی که از جایگاه روحت و ناظرت اتفاق میفته،
نه نگاهی که با چشم سر و با تحلیل ها ومنطق ها تفسیرهات، بهشون دامن میزنی.
نگاهی که با چشم سره، بیشتر اون رو زیاد میکنه،
و نکاهی که با چشم آگاهی و با هوشیاری هست، مثل نور میمونه، همین که نگاهش میکنه و تمرکز میکنی روش، از وجودت میره.
نجنگ و انکار نکن،
نگو من میتونم، من قوی هستم، من عالی هستم،
چرت وپرت و مضخرف نگو، وقتی ترس کل وجودت رو گرفته، بگی من شجاع هستم، بدتر ترست رو تحریک میکنی بیشتر خودش رو نشون بده، و بگه آهای!! من هنوز هستم.
قبول کن اون ترس رو که خودت راه دادیش، و عمیقا نگاهش کن.
به ناتوانیت نگاه کن.
بی قضاوت، فقط مشاهده اش کن،
پیش خودت ودرون خودت نگاهش کن.
بعد میبینی از وجودت میره.
Forwarded fromYugeNovA | یُوگِنُوا
4
2
1
1August 14, 2026 61 3