✧,๑ ᴹᴵᴺ 𝘼𝙂𝙐𝙎𝙏𝘿 ࿐ ˎˊ˗
╭─────────
⁖✧˚ · . #Yoonmin ፧ #scenario ༉
نویسنده: DIMINI
همینطور که به جزیره تکیه داده بود و داخل گوشیش مشغول بود، با چسبیدن یه چیز سفت به باسنش نگاهش و عقب برد و با دیدن برادر ناتنیش بی اهمیت دوباره سرش و کرد توی گوشی!
یونگی از این بی توجهی عصبی و حرصی شده نیشگونی از بوت جیمین گرفت و باعث شد پسر توی جاش بپره:
_ چته وحشی
یونگی چیزی نگفت و روی کمر جیمین خم شد و پسر و کامل روی جزیره خابوند، دیکش به باسن پسر فشار میاورد و دلیلی شده بود تا عضو خود پسر کوچیکتر هم سفت بشه!
یونگی دستش و سمت دکمه شلوار برادرش برد و گفت:
_ نظرت راجب یه راند سکس پابلیک چیه؟
جیمین به خوبی میدونست یونگی عاشق سکس تو جاهای خطریه، نگاهی به اطراف انداخت و گفت:
_ مامان ده دقیقه دیگه میرسه...
یونگی شونه بالا انداخت:
_ مهم نیست... تو 5 دقیقه تمومش میکنم
جیمین گوشی رو خاموش کرد:
_ یونگی... وای به حالت اگه مامانم چیزی بفهمه... بجنب
╭────────── •
╰─➛ ˗ˏˋ @Yoonmin_fiction ׂׂׂ་༘࿐

28
6
1
1September 6, 2026 145 30 2