باران بارید. در ومضه ای میان دو تپش همه چیز برایم از نظر افتاد. سینه… — Yeonbin Region ༅ — TG.ME

باران بارید. در ومضه ای میان دو تپش همه چیز برایم از نظر افتاد. سینه ام بی آنکه به یادآورم چگونه، به سبکی پر شد. فردا و امروز و دیروز همگی در حاشیه ماندند؛ وزنی در عالم من نداشتند. تنها شمیم خاک باران خورده که در فضا محبوس شده بود و نوری که روی شیشه‌ها شکسته می‌شد مرا به خود می‌خواندند. گویی جهان بی…

September 3, 2026 12