دوستی ماجرای عجیبی است. چند روز پیش رفتیم پیش نیل، نشستیم در سایه… — XO — TG.ME

دوستی ماجرای عجیبی است. چند روز پیش رفتیم پیش نیل، نشستیم در سایه درخت، تکیه داده‌بودم به شانه «ف» گفتم: «یک روزهایی دلم می‌خواهد به جای کافه بیاییم اینجا بشینیم.» حرف زدیم، آهنگ گوش دادیم، اشک ریختیم، به «ف» گفتم: «کاش زندگی کمی راحت‌تر بود!» امروز دوستی برایم نوشت: «به نظر می‌رسه، می‌خوای برای مدتی کسی فرمون رو دستش بگیره …» دیروز در یادداشت‌های روزانه‌ام نوشتم، «چرا فکر می‌کنی در یک دوره گذار هستی؟ این خود زندگی است.» چند روز پیش‌ها من برای دوستی نوشتم: «من با هر رفتن، قدر زندگی و کسایی که هستن رو هی بیشتر سعی می‌کنم بدونم …» واقعا سعی می‌کنم؟ نمی‌دانم! @xobynegin

September 10, 2024 1.5K 11