Forwarded from 𝖣𝖾𝖺𝗋 𝖡𝗅𝗎𝖾 𝖡𝗎𝗍𝗍𝖾𝗋𝖿𝗅𝗒
من اون روزایی که خودت هم از خودت فراری بودی، دو برابر همیشه دوستت داشتم؛ هم جای خودم، هم جای اون محبتی که خودت از خودت دریغ میکردی. اما میدونی چی بیشتر از همه دلمو میسوزونه؟ اینکه تو اصلاً نفهمیدی. نه اینکه نمیخواستی، اصلاً حواست به این چیزا نبود. اونقدر درگیر خودت و دردات بودی که من، با تمام تلاشی که میکردم کنارت باشم، برات دیده نشدم. من با تمام وجودم سعی میکردم نگهت دارم، سعی میکردم نذارم بیشتر از این توی خودت و دردات غرق بشی، اما تو حتی نفهمیدی یه نفر اونقدر نزدیکت ایستاده که داره جای خالی خودت رو برات پر میکنه. من دو برابر همیشه برای تو بودم، بیشتر از چیزی که شاید خودت بفهمی، اما تو حتی ندیدی. و باور کن این ندیدن، از هر بیمهریای برام دردناکتر بود؛ اینکه تمام این مدت کنارت بودم، با تمام وجودم حواسم بهت بود، اما تو حتی متوجه نشدی.
September 5, 2026 3