ما مردمان ساده‌ای هستیم و چیزهای اندکی می‌خواهیم. امید، عشق و جرئه‌ای… — Wrong Side of Heaven — TG.ME

ما مردمان ساده‌ای هستیم و چیزهای اندکی می‌خواهیم.
امید، عشق و جرئه‌ای زندگی، برای اینکه قلب‌هایمان بتپد و دست‌هایمان کلمات را شاعرانه بنویسند که شاید بتوانیم بگوییم که چه بر ما گذشته.
جرئه‌ای زندگی برای اینکه اشک‌هایمان از گونه‌های رنگ پریده‌یمان پایین بیاید و رودخانه‌ای شود خروشان تا شاید بتواند خون جوانان را از وطن بشوید و مرهمی شود بر داغ جگر مادران.
ما مردمان ساده‌ای هستیم، همین که شب‌ها را با امید صبحی سپید سر کنیم برایمان کافی است.
فرصتی برای بودن، هرچند کوتاه، برایمان کافی است.
ما مردمان ساده‌ای هستیم و دشمنان ما، همین چیزهای اندک و ساده را از ما ربودند و بردند و کشتند.
گلوله‌ای که بر پسر بچه‌ای شلیک شد، امید را، گلوله‌ای که بر دختری جوان شلیک شد عشق را و گلوله‌ای که بر مادری آبستن خورد، زندگی را کشت.
در سرزمین مادریمان سخت می‌شود معنایی درست برای عشق، امید و زندگی یافت و دیگر کسی به یاد نمی‌آورد که هرگز تا کنون آزاد بوده است؟ و هیچ‌کس نمی‌داند که آزادی به چه شکل است!
در سرزمینی که پرنده‌هایش، درخت‌هایش، جنگل‌هایش، آب‌هایش و خاک‌‌اش همه در دست‌های دشمن محبوس‌اند، آدمی چگونه آزاد باشد؟ چگونه؟ و چطور رویای آزادی در ذهن بپروراند؟ چطور بداند که آزادی چه رنگ است و چطور بفهمد که آزاد است؟
مگر نه که پرنده‌ای که تمام عمر در قفس بوده، فکر می‌کند دنیا همان فلزهای رنگ و رو رفته‌ای است که محبوسش کرده است؟
ما مردمان ساده‌ای هستیم، چیزهای اندکی می‌خواهیم و سینه‌هایمان از درد فشرده است! ذره‌ای امید، عشق و زندگی برایمان مانده که نمی‌میرد، مگر روزی که هیچ یک از ما زنده نباشد.
ما دریافتیم که آن سوی قفس، آسمان آبی و دشت‌ها سرسبز و خورشید تابان‌تر از همیشه است.
و باور کنید، نمی‌شود مردمانی چنین سرسخت و دلیر را بر بند کشید، حتی اگر مردمان ساده‌ای باشند.
September 9, 2026 12