هرچه بیشتر گوش می‌دادم، کمتر می‌شنیدم؛ تا جایی که سکوت هم برایم شبیه… — دشـت بــابــونــہ — TG.ME

𝗕𝗲𝗹𝗶𝗻𝗮𝘆.` از آن پس، خـانه دیگر همان خانه نبود؛ هر گوشه‌اش چیزی از تو را در خود پنهان کرده بود و هر بار که چشم می‌گرداندم، دلم چیزی را به یاد می‌آورد که نمی‌بایست. روزهـا می‌گذشتند، اما من در همان شامِ رفتــنت مانده بودم؛ گویی زمان برای همه پیـش می‌رفت و سهمِ مـن از…
هرچه بیشتر گوش می‌دادم، کمتر می‌شنیدم؛ تا جایی که سکوت هم برایم شبیه صدای او شده بود.
شیشه تنها صورتم را نشان می‌داد صورتی که هر روز بیشتر شبیه کسی می‌شد که او هیچ‌وقت دوستش نداشت.
کوتاه بود.. ولی انقدر درد و غم داشت که واقعا هضمش سخته برام و از تهه قلبم غمگین شدم، بیش از اندازه غم داشت. کوتاه بود ولی اثری گذاشت که..
خسته نباشی تمام پستت خیلی قشنگ بود مخصوصا آهنگ و اسمش
September 2, 2026 7