می‌دونی چیه جیسونگ؟ تنها چیزی که از همه‌چیز مطمئنم اینه که دیگه… — دشـت بــابــونــہ — TG.ME

می‌دونی چیه جیسونگ؟
تنها چیزی که از همه‌چیز مطمئنم اینه که دیگه نمی‌خوام برگردی. حداقل نه به اون چیزی که قبلاً بینمون بود. فکر نمی‌کنم بتونیم دوباره همون آدم‌های قبلی باشیم و راستش، شاید بهتره زور نزنیم برای چیزی که دیگه شکل سابقش رو نداره. شاید حتی بهتر باشه بذارم ازم بدت بیاد. بذار هرچی از من توی ذهنت مونده، همون‌جا تموم بشه و هرکدوممون راه خودمون رو بریم. شاید فاصله گرفتن، این بار، قشنگ‌ترین کاری باشه که می‌تونیم برای هم انجام بدیم.
ولی خب... با همه‌ی اینا، هنوز یه گوشه‌ی ذهنم دلم می‌خواد بدونم حالت چطوره . نه از اون کنجکاوی هایی که پشتش انتظار برگشتنه؛ فقط می‌خوام بدونم خوبی، روزات چطور می‌گذره، هنوز همون چیزایی خوشحالت می‌کنه که قبلاً می‌کرد یا نه. شاید عجیب باشه، ولی فکر می‌کنم وقتی یه نفر یه زمانی این‌همه برات مهم بوده، نمی‌تونی یه‌شبه تبدیلش کنی به یه آدم کاملاً غریبه.
گاهی با خودم می‌گم شاید بتونم دیگه دوستت نداشته باشم، ولی هنوز برام مهم باشه که حالت خوبه. شاید بشه دیگه دلم نخواد برگردی، ولی دلم هم نخواد از زندگیت کاملاً بی‌خبر باشم.
حتی بعضی وقتا فکر می‌کنم شاید بشه فقط دوستت بمونم. یه آدم معمولی توی یه گوشه از زندگیت، بدون توقع، بدون گذشته‌ای که هر بار بینمون بشینه و همه‌چیز رو سخت کنه.
ولی نمی‌دونم جیسونگ. واقعاً نمی‌دونم.
همه‌چیز هنوز برام یه جور عجیبی گنگه. یه طرف دلم می‌گه بذار همین‌جا تمومش کنیم و هرچی بود، همون‌جا بمونه. یه طرف دیگه هنوز نمی‌تونه نسبت بهت کاملاً بی‌تفاوت باشه.
فقط اینو می‌دونم که نمی‌خوام دوباره برگردیم به چیزی که قبلاً بودیم. اگه قرار باشه یه جایی توی زندگی همدیگه بمونیم، دلم می‌خواد این بار بدون توقع باشه؛ بدون اینکه مجبور باشیم چیزی رو از نو بسازیم یا چیزی رو که تموم شده، دوباره زنده کنیم.
شاید همین که بدونم یه جایی این دنیا هستی و حالت خوبه، برای من کافی باشه.
شاید هم نباشه. من هنوز خودمم نمی‌دونم.
            ستاره‌هایی که اسم تو را داشتند     
             ازمیانِ صفحه‌های باران‌خورده
September 2, 2026 45 1