تیریون تلوتلوخوران خودشو به در رسوند، کمی گوش داد و به آرومی در رو… — WesterosLore | House of The Dragon — TG.ME

تیریون تلوتلوخوران خودشو به در رسوند، کمی گوش داد و به آرومی در رو باز کرد، چراغی به روی طاقچه سنگی قرار داشت و با نور زردش راهرو رو روشن میکرد، تنها چیزی که تکون میخورد شعله های همون چراغ بود.

تیریون کراسبو بدست وارد شد و پدرش رو همونجایی که فکر میکرد باشه پیدا کرد، با پارچه ای که تا بالای ران بالا زده بود.
با شنیدن صدا تایوین سرشو بلند کرد و تیریون رو دید.
تیریون تعظیم تمسخر آمیزی کرد و گفت:
  + "سرورم"

- "تیریون" تایوین هیچ اثری از ترس توی چهرش نشون نمیداد. "کی تورو از زندان آزاد کرد؟"

+ "خیلی دوست داشتم بگم ولی قسم مقدسی خوردم"

- "خواجه (لرد وریس)، سرشو بخاطر این کارش میبرم. اون کراسبوی منه؟ بزارش زمین"

+ "اگه نزارم تنبیهم میکنی پدر؟"

- "فرارت از زندان احمقانست، قرار نیست تورو بکشن، از این میترسی؟ هنوزم قصد من اینه که تورو به دیوار بفرستم ولی نمیتونم این کارو بدون اجازه لرد تایرل انجام بدم، کراسبو رو زمین بزار میریم تو اتاقم و راجبش حرف میزنیم."

+ "همین جاهم میتونیم بخوبی حرف بزنیم. شاید اصلا دوست ندارم برم دیوار، اونجا خیلی سرده، و فکر میکنم که به اندازه کافی از تو سردی دیدم، حالا فقط یه چیزی رو بهم بگو و من از اینجا میرم، یک سوال ساده، تو همینقدر بهم بدهکاری"

- "من هیچی بهت بدهکار نیستم."

+ "تو کل عمرت ازم دریغ کردی، حالا بگو با تایشا چیکار کردی؟"

- "تایشا؟" تایوین حتی اسمش رو هم به یاد نمیاره.

+ "دختری که باهاش ازدواج کردم"

- :اها اولین فاحشت"

+ "دفعه بعدی که اون کلمه رو بگی میکشمت."

- "جرعتشو نداری"

+ "ببینیم که دارم یا ندارم؟ کلمه کوتاهیه و انگار به آسونی به زبونت میاد" تیریون کراسبو رو به سمت تایوین گرفت.
"با تایشا چیکار کردی؟"

- "یادم نمیاد"

+ "بیشتر فکر کن، کشتیش؟؟"

پدرش لب هاشو به هم فشرد.
- "نیاز نبود بکشمش، اون دختر دیگه فهمیده بود جایگاهش کجاست و تا جایی که یادمه برای خدمات یه روزش خوب پول گرفت. فکر کنم خدمتکارم فرستادش رفت."

+ "کجا رفت؟"

- "هر جا که فاحشه ها میرن."

انگشت تیریون ماشه رو کشید. صدای رها شدن تیر همزمان با بلند شدن تایوین از سر جاش اومد و اون با ناله نشست. تیر درست بالای کشاله رانش تا ته فرو رفته بود و خون از اطراف تیر میزد بیرون و روی بدنش سرازیر میشد.

تایوین با چهره ای متعجب و در شوک گفت:
- "تو بهم شلیک کردی!"

+ "تو همیشه زود میفهمی چه اتفاقی افتاده سرورم، احتمالا بخاطر همینه که دست پادشاهی"

- "تو... تو پسر من نیستی..."

+ "اینجاشو اشتباه کردی پدر. من دقیقا خودتم ولی جمع و جورتر. یه لطفی بکن زودتر بمیر باید خودمو به یه کشتی برسونم."

و برای اولین بار پدرش به حرفش گوش داد...


📚 کتاب طوفانی از شمشیرها - تیریون XI - مرگ تایوین لنستر
📌برای دیدن توضیحاتی درباره تایشا کلیک کنید.
#Qoute #GOT
@WesterosLore
👍2
August 3, 2025 892 1