✔️به مناسبت روز پسر؛
برای آنهایی که کمتر از رنجشان گفتهاند
✍️ویرا_امیررضا صیدمحمدی
روز پسر که میرسد، معمولاً چند جمله تبریک مینویسیم و از پسرها و مردهای زندگیمان برای زحماتشان تشکر میکنیم. اما شاید بد نباشد یکبار از تبریکهای معمول فاصله بگیریم و کمی عمیقتر به زندگی پسرهایی نگاه کنیم که در همین شهر، میان آرزوها و واقعیتهای سخت زندگی، روزگار میگذرانند.
پسرهای ایلام را میشود در گوشهگوشه این شهر دید؛ جوانهایی که درس خواندهاند، رویا داشتهاند و برای آیندهشان برنامه ریختهاند، اما گاهی در برابر دیوار بلند بیکاری و نبود فرصت، ناچار به سکوت یا رفتن شدهاند.
برای بسیاری از آنها، ماندن ساده نیست و رفتن هم آسان نیست.
سالهاست از پسرها خواستهایم قوی باشند. گفتهایم مرد باید تکیهگاه باشد، باید کار کند، باید آینده بسازد و در سختیها خم به ابرو نیاورد. اما کمتر از خودمان پرسیدهایم اگر همین تکیهگاه، روزی خودش خسته شود، به کجا باید تکیه کند؟
مگر پسرها از جنس دیگری هستند؟
آنها هم دل دارند، نگرانی دارند، شکست میخورند، از آینده میترسند و گاهی در سکوت، با خودشان درگیرند. با این تفاوت که بسیاری از آنها یاد گرفتهاند رنجشان را پنهان کنند؛ چون از کودکی به آنها گفته شده که باید محکم باشند و شکایت نکنند.
شاید همین سکوت، یکی از دردهای پنهان جامعه ماست.
وقتی از بیکاری، مهاجرت جوانان، آسیبهای اجتماعی و حتی مسئله تلخ خودکشی سخن میگوییم، نباید فقط به آمار و اعداد نگاه کنیم. پشت هر عدد، زندگی یک انسان قرار دارد؛ جوانی با آرزوهایی که شاید جایی میان فشارهای اقتصادی، ناامیدی و بیافقی، کمرنگ شدهاند.
در شهری مانند ایلام، این پرسشها جدیتر به نظر میرسند: برای جوانی که سالها درس خوانده اما هنوز امید روشنی برای اشتغال ندارد، چه آیندهای ساختهایم؟ برای پسری که میان ماندن در شهر خود و رفتن به جایی دیگر سرگردان است، چه پاسخی داریم؟ و برای آن جوانی که چیزی از دردهایش نمیگوید، چون تصور میکند کسی قرار نیست حرفش را بشنود، چه کردهایم؟
پسرهای این شهر فقط نانآوران آینده نیستند؛ فقط کسانی نیستند که باید بار زندگی را به دوش بکشند. آنها پیش از هر چیز، انساناند؛ با حقِ داشتن آرامش، امید، شغل، آینده و فرصتی برای ساختن زندگیای که دوست دارند.
شاید امسال، پیش از گفتن «روزت مبارک»، کمی بیشتر به آنها فکر کنیم.
به پسری که صبح با امید از خانه بیرون میرود و عصر، خسته و بینتیجه برمیگردد.
به جوانی که رؤیای ماندن دارد، اما شرایط او را به رفتن وادار میکند.
به کسی که مدتهاست حال خوبی ندارد، اما هنوز لبخند میزند تا کسی متوجه نشود.
شاید روز پسر، بیش از آنکه روز تبریک باشد، روز دیدن باشد؛ دیدن کسانی که سالهاست از آنها انتظار داشتهایم محکم بمانند، بیآنکه از خود بپرسیم چه اندازه برای محکم ماندنشان تلاش کردهایم.
@weerair
29
3
3
2September 17, 2026 2.8K 4