📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Bedridden
🧩 معنی: زمینگیر، بستری، ناتوان از ترک تخت بهدلیل بیماری یا آسیب
🧠 نقش: صفت (Adjective)
🟢 مترادف: bedridden, confined to bed, incapacitated
🔴 متضاد: healthy, active, mobile
💬 مثال:
After the accident, he was bedridden for several weeks.
🛏️ بعد از تصادف، او چندین هفته زمینگیر و بستری بود.
The illness left her bedridden and unable to walk.
🤒 بیماری او را زمینگیر کرد و نتوانست راه برود.
20
19
2July 27, 2026 6.2K 1 24