بعضیا بلدن خوشگل از خودشون تعریف کنن و شما رو توی یه دامی میندازن که… — Experience — TG.ME

Forwarded fromHTHT University
بعضیا بلدن خوشگل از خودشون تعریف کنن

و شما رو توی یه دامی میندازن که از شرایط حتی خوب الان خودتون ناراضی میشید.

مثلا میگید فلانی رو نگاه اینقدر هزار درمیاره، هادی من خیلی عقبم.

خب من که میدونم واقعا اون بهشتی که طرف برای مخاطباش ترسیم کرده وجود نداره و میدونم چه مشکلاتی داره که نمیگه. که اگه شما میدونستید، یه لحظه حاضر نبودید جای اون باشید.

مثلا من میتونم رکورد درآمدی ماهانم تو سه سال گذشته رو بهتون بگم، بدون اینکه اشاره کنم فقط یک ماه اون اتفاق افتاده. که فکر کنید من چقدر خفنم.

بعضی وقتا طرف از قصد میخواد کاری کنه شما فکر کنید خیلی خفنه تا چیزی رو قالبتون کنه که حرکت کثیفیه. بعضی وقتا هم این تعریفا نشون از دردهای بزرگیه که تو زندگیش داره.

خلاصه اینکه یکی از بزرگترین درس‌هایی که تو زندگیم گرفتم اینه که گول زبان بعضیا رو نخورید، بعضیا خوب بلد خودشون رو باد کنن و یه بهشت برین از شرایطی که توش هستن ترسیم کنن.

خیلی از آدمایی که فکر میکردم تو این چند ساله خیلی خفنن، وقتی بهشون نزدیک شدم دیدم نه بابا اصلا نزدیک اون چیزی که تو ذهنم الکی ازشون ترسیم کرده بودن هم نبودن.

الکی آرامش خودتون رو با این مقایسه‌ها به فنا ندید. هر کسی مشکلات خاص و عجیب خودشو داره.

به نظرم باید ادم یاد بگیره تو هر شرایطی هست، از همون لحظش لذت ببره و بقیشو بسپره به خدا.

من امروز همون اول صبح برنامم کلا بهم خورد سر مجوز خروج حامد و رفیقش و برای اولین بار سفرم تک نفره شد، یه پای اسیب دیده هم داشتم، پول نقد هم همراهم کم برداشته بودم و یادم رفت موقع خداحافظی ازشون بگیرم(یکیمون بیشتر پول برداشته بود)، حتی شارژر گوشی هم نگرفتم ازشون . کلا سفرم الان بدون کوله و فقط با یه پاسپورته و همه چالش‌ها رو یکی یکی خود خدا به بهترین شکل برام حل کرد.

ولی خب نذاشتم غصش طولانی بشه و سفرم رو خراب کنه. قرار بود یه سفر بی نقص باشه و از همه سفرا بیشتر لذت ببرم، ولی مگه باید همه چی صد از صد پیش بره که من لذت ببرم. باید از همین داشته‌هام نهایت لذت رو ببرم.

پولی که برداشته بودم به این نمی‌رسید که بخوام کاظمین برم، کارت بانکی ایرانی داشتم ولی صرافی ندیدم ولی همونجا تو فرودگاه بغداد یکی از اقوام رو دیدم، یکی از رفقاشون با ماشین شاسی بلند اومد دنبالش و به منم گفتن باهاشون بیام بریم حرم. بعدش هم یه ماشین کیا ۲۰۲۵ با قسمت خیلی مناسب جور شد سامرا و سید محمد رفتم.

ونی که برای نجف برام جور شد، فقط صندلی جلو کنار راننده جا داشت که وقتی نشستم دیدم کابل شارژ گوشی داره و قشنگ گوشیمو شارژ کردم و کلی کارامو انجام دادم. ولی جاش در عین خنک بودن بد بود.

حالا من همینو میتونستم یجور دیگه روایت کنم با یه عکس از صبحانه قشنگ هواپیما. ولی میشد یه روایت ناقص.

زندگی من نه ، زندگی همه همینطوره، پر چالش، فقط باید یاد بگیریم چطوری باهاشون کنار بیایم و از زندگیمون نهایت لذت رو ببریم.
@htuniversity
❤10❤‍🔥1💩1
July 31, 2026 361 2