🎬 معرفی فیلم
«برزیل» (Brazil) — ساختهی تری گیلیام، ۱۹۸۵
کارمندی کوچک در دیوانسالاریای غولآسا. سم لاوری روزها فرم پر میکند و مُهر میزند، و شبها خواب میبیند که بال دارد و بر فرازِ ابرها به سوی زنی میپرد که نمیشناسد. کلِ ماجرا از یک خطای تایپی شروع میشود — یک حرف جابهجا، «باتل» بهجای «تاتل» — و ماشینِ اداری، بیآنکه حتی متوجهِ اشتباهش شود، زندگیای را میبلعد. دنیای فیلم پر است از لوله و مجرا و رسید و فرمِ 27B/6 — کابوسی که با وسواسِ یک کمدی ساخته شده.
اما قصهی پشتِ پردهاش را هم بدانید، که دستِکمی از خودِ فیلم ندارد: استودیو پایانِ تلخِ گیلیام را نمیخواست. نسخهی خودش را مونتاژ کرد با پایانِ خوش — نسخهای که به «عشق پیروز میشود» معروف شد — و فیلم را گروگان گرفت. گیلیام جنگید؛ حتی در مجلهی ورایتی آگهی داد: «آقای شینبرگ، کی قرار است فیلمِ من را اکران کنی؟» و آخرش برد. این دعوا خودش درسِ هفتهی ماست: سیستم حتی خیالِ تلخ را هم میخواهد اتو بکشد و «قابلِ فروش» کند.
پایانِ فیلم را لو نمیدهم. فقط این را بگویم که یکی از صادقانهترین حرفهای تاریخِ سینما دربارهی خیال است: هم پناه بودنش، هم بهایش.
(این هفته که از خیال میگوییم، «برزیل» را ببینید: قصهی مردی که سیستم همهچیزش را گرفت — جز خوابش را.)
🆔 @Utopianist_Nasravi








