👤 اشکان زارع
مجله موسسه میزس، در باب ۲۵۰ سالگی آمریکا ویژه نامهای دارد که مقاله اول آن از لارسن بی. پلایلر را خواندم. در ادامه نکاتی را درباره این مقاله خواهم نوشت.
جستار یاد شده در بالا بر پایهی رویکرد لیبرتارین/مکتب اتریش (رویکرد موری راتبارد) به رشته تحریر در آمده است؛ رویکردی که اعلامیه استقلال را نه بنیانی برای تأسیس یک «ملت واحد»، که یک قراردادِ صِرف برای جدایی (Secession) میان ۱۳ واحد مستقل، یعنی همان مستعمرات معروف، و بیانیهای در دفاع از حقوق انتزاعیِ طبیعی و فردی میداند.
نویسنده متن، آزادی را در گرو استقلال ساختار سیاسی ایالتها از دولت فدرال میداند. وانگهی توکویل، در کتاب دموکراسی در آمریکا، ریشه و ضامن آزادی آمریکا را نه در دولتهای ایالتی، که در «شهرداریها و انجمنهای مدنی کوچک» (Townships / Communes) و مشارکت مستقیم شهروندان میدید. با این تفاسیر، از نظر توکویل، اگر ایالتها صرفاً تبدیل به قدرتهای متمرکزِ کوچک شوند، استبداد محلی جای استبداد مرکزی را خواهد گرفت.
نویسنده مقاله تلاش میکند مفهوم «برابری» در اعلامیه را صرفاً به «آزادی منفی برابر» تقلیل دهد و آن را تا حدی خنثی سازد. اما توکویل نشان داد که میل به «برابری شرایط» نیرومندترین و مقاومتناپذیرترین موتور محرکهی تاریخ آمریکا بود؛ نیرویی اخلاقی و اجتماعی که هویت آمریکایی را فراتر از مرزهای حقوقی ایالتها شکل داد. این همان چیزی است که ماهیت رویای آمریکایی را ساخته و هنوز هم پیش میبرد.
وانگهی، نویسنده عجول روتباردی، در تحلیل خود، پیوند مستعمرات را صرفاً «ایدئولوژیک» و «قراردادی» میفهمد. این در حالی است که توکویل معتقد بود آنچه جامعه آمریکا را حفظ کرد، نه متون فلسفی لاک (یا در اینجا راتبارد)، که رسوم مشترک مذهبی، اخلاق پروتستانی، و روحیه تعاون عمومی بود که پیش از ۱۷۷۶ در تار و پود مستعمرات تنیده شده بود.
در ادامه، باید گفت که حقوق واقعی انسانها ناشی از قراردادهای فیلسوفانه در «وضعیت طبیعی» نیست، بلکه محصول سنتهای تثبیتشده، حقوق عرفی (Common Law)، و نهادهای موروثی است. تمجید متن عضو وابسته موسسه میزس از اعلامیه به عنوان پرچمدار «حقوق جهانی»، گرفتار همان توهمی است که انقلاب فرانسه را نیز رقم زد؛ یعنی ریشهکن کردن نظم واقعی به بهانهی مفاهیم تجریدی و جایگزینی حقوق انتزاعی با مفاهیم وحقوق ملموس.
نویسنده با لحنی ستایشگونه از تلاش توماس پین برای «بتشکنی از سلطنت و سنت» یاد میکند. اما به ایننمیپردازد که کسانی همچون برک در برابر پین ایستاده اند.وانگهی آنها، این رویکرد را خطرناک و ویرانگر میداند. نهادهایی چون پادشاهی یا پیوندهای سرزمینی، حامل خرد انباشتهی نسلها هستند و تخریب خشمگینانهی آنها، جامعه را به تودهای اتمیزه و بیدفاع در برابر هرجومرج بدل میکند.
که همین مسئله هم بود که پدران بنیانگذار آمریکا تاج امپراتور رم را بر سر رئیس جمهور آمریکا گذاشتند؛ آنها این بحران را با پادشاه انتخابی حل کردند.
در پایان، نویسنده متن، رابطه ایالتها و اتحادیه را مانند یک شراکت انتزاعی تجاری میبیند درست همانمشکلی که قاطبه لیبرتارینها در پی آن با بحران در نظر مواجه میشوند.
نویسنده لیبرتارین دلبسته راتبارد بر این باور است که رابطه ایالتها را هر لحظه میتوان فسخ کرد (حق نامحدود جدایی). جایی که چنین نویسندگانی همواره از مفهوم «خانهدوستی» (Oikophilia) و تعهد میاننسلی غفلت میکنند.
پس از اینها، جامعه یک کل انداموار (ارگانیک) و یک میراث موروثی است؛ تقلیل کشور به قراردادِ دلبخواهیِ چند واحد مجزا، معنای وفاداری ملی، فداکاری مشترک و مسئولیت جمعی را از بین میبرد.
◽️@utfinance◽️
Telegram
Finance & Economics
📕 مجله MISESIAN
شماره جولای و آگوست 2026
📎 PDF
◽️@utfinance ◽️
11
10
2August 30, 2026 2.1K 40