و نگاه کن! در جان من چه آرزوها افول کرده است، و من دیگر از توشۀ امید… — ناگفته‌‌ها — TG.ME

و نگاه کن! در جان من چه آرزوها افول کرده است، و من دیگر از توشۀ امید دستمایۀ چندانی ندارم. البته تصویر تو را با آن حس آسمانی‌اش، به‌قداست خدای خانگی، طبیعی است که از کام این آتش نجات داده‌ام. زندگی ما، این زندگی هنوز در من سالم است... ای تو نخستین و واپسین! از آنِ من بودی تو، و از آنِ من خواهی ماند. فریدریش هلدرلین گوشه نشین در یونان ترجمه محمود حداد

July 26, 2026 421 11