در خوابم به تو متوسل شده بودم، و ناگهان با رفتن تو، بیدار شدم، و قید… — ‌‌‌ "𝗆︎‌𝗈𝗉𝖾" — TG.ME

‍ در خوابم به تو متوسل شده بودم، و ناگهان با رفتن تو، بیدار شدم، و قید شیرین ترین خوابم را زدم. به چشمانش نگاه کردم، مانند چشمان تو زیبا نبود، بلکه مانند تو رفتنی بود. به چشمانش نگاه کردم، تورا یاد کردم، خاطرات تورا یاد کردم، ولی چشمانِ او بود. به چشمانش نگاه کردم، مرگ را طلبیدم، اما او نجات دهنده‌یِ من بود، تو قاتلِ من. به چشمانش نگاه کردم، سرانجام تورا آرزو کردم. از خودت به تو گفتم، اما تو رفتی، از تو به او گفتم، ولی او گوش کرد. «هرگز وجود حاضرِ غایب شنیده‌ای؟» ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌‌«من در میان جمع و دلم جای دیگر است.»

Telegramattach 📎
April 26, 2025 1.7K 53