هم زمان من گذشت، هم زمان تو گذشت، با این تفاوت که بدون هم با زمان… — ‌‌‌ "𝗆︎‌𝗈𝗉𝖾" — TG.ME

هم زمان من گذشت، هم زمان تو گذشت، با این تفاوت که بدون هم با زمان مسابقه دادیم، نه راهی برای یکی شدنمون مونده بود، نه راهی برای فراموش کردن تو بود، فقط بهای از دست دادنتو به اجباری ترجیح دادم، هم داشتنت هم از دست دادنت برای من بهای بزرگی بود. بعد از تو حتی ثانیه هم باهام غریبه بود، همه چیز و همه کس برام غریبه شد، جز تویی که حتی وجودتو نمیتونم حس کنم، من بعد از تو رفتم، راهی رو رفتم که میدونستم تهش بن بستِ و هیچکس بوی تورو نداد، محبت تو چی داشت من حاضر بودم بخاطرش قسم بخورم؟!،‌ هر دقیقه بیشتر تلاش میکنم فراموشت کنم، ولی بیشتر به یادت میوفتم. به تو حق میدم، به خودم حق میدم، هر دو طلب کار بودیم، من عشق رو ازت طلب داشتم ولی تو آزادی رو از من طلب داشتی. تو تموم شدی، ولی تموم نشدی؛ بخوام هم نمیتونم دفترت خاطراتتو ببندم، غمت مثل خون تو رگ ادامه داره، تا کِی؟ تا کدوم لحظه؟ زمان هم نتونست تورو شکست بده. نسبت به من و نسبت به خودت نامرد شدی، قلبی که میخواستت رو شکوندی، خونه‌ی امن من رو آتش زدی، ای کاش به همون اندازه‌ای که نسبت بهم تنفر داشتی، پیشم میموندی، چون حاضر بودم به همون اندازه دوست داشته باشم، کجای لحظه های من قایم شدی؟، دل کندن ازت آسون نیست، ولی تو چطور تونستی؟ حقیقتا بعد از تو توانی در وجودم نمانده. خاکسترم، ای کاش یه دلیلی بیاری چرا یهو بی دلیل تمام دلیلای زندگی کردن من بودی؟، ای کاش یه چراغی برای ذهن خاموش شده‌ی من روشن میکردی چرا در اوج تاریکیِ شبِ من نور من شده بودی؟ من رفتنی نبودم، تو رفتنی نبودی، من گذاشتم تو پرواز کنی تو دریایی که خودم شنا کردن بلد نبودم و غرق شدم، تورو به تاریکی دریا ترجیح میدادم، ولی خودم رفتم و برای همیشه از دستت دادم. تنها دلخوشی‌ای که باعث لبخندم بود، تو بودی، تنها چشمایی که پرستشگاه من بود چشمای تو بود، تنها شلوغ ترین جمع و امن ترین خونه‌ی من، آغوش تو بود. ولی بیا بهمدیگه یه قولی بدیم، زندگی بعدی هیچوقت تو چشمای هم خیره نشیم، چون تقدیری برای یکی شدن من و تو وجود نداشت‌ و بازم از تو شروع کردم و با تو تمومش کردم، تورو رها کردم، ولی خودمم رها شدم، تورو از خودم جدا کردم، ولی خودم رو گم کردم. «برای آخرین بار بگـویم از چشمای تـو، چشمای تـو دوایِ بعـد از مـرگ من بود، زندگـی بعد از مرگ من بـود. بـرای آخرین بار، بین موج های دریایِ نفـرتِ تو غرق خواهـم شد، بلکه نـگاهی به "او" یِ خـود کردی.»

April 26, 2025 2.3K 61