🔷کوچ جمعی ترکان افشار به اورمیه در سال ۱۰۳۵ق/١٠٠٥ش
✍ اسماعیل شمس
متن زیر،صفحات ۴۶-۴۹ تاریخ افشار نوشته میرزا رشید ادیبالشعراست که در سال۱۳۴۶ در نشر شفق تبریز چاپ شده است. او علت "واگذاری منطقه ارومی به افشاریان" را پس از قتل امیرخان برادوست و اخراج کردان منطقه توسط شاه عباس شرح داده است.
🔻پس از آنکه قلعه موصل به سبب سستی"قاسم خان افشار در ضبط و نگهداری آن بهتصرف پاشایان رومیه[عثمانی]درآمد...قاسم خان و اتباع چندگاهی در نظر حضرت ظلاللهی[شاه عباس] از درجه اعتباری که داشتند، هابط شدند و این فقره نیز مزید بر علل سابقه گردیدکه همانا این طائفه افشار در مقدمه قتل سیده مظلومه والده شاه عباس و شهادت سلطان حمزه میرزا برادر شاه عباس دخالت داشته و متهم بودند؛ چنانچه در عالمآرای عباسی مشروحاً ضبط است تا اینکه در مقدمه محاصره بغداد که صفیقلیخان و اهالی آنجا محصور بودند...کلبعلیسلطان پسر قاسم خان مدعی و داوطلب گردید و با معدودی از میان دریای عساکر رومیه گذشته سرب و باروت به قلعهگیان رسانید و فیالحقیقه جلادتهای فوقالعاده چه از بریدن طنابهای بعضی خیام مخالف و چه قتل و غارت بعضی از رومیه از مشارالیه بهظهور آمد، لهذا حضرت ظلاللہی بهعفو و صفح ملوکانه از تقصیرات سابقه و لاحقه طائفه افشار گذشته کلبعلی سلطان را مخلع به لقب خانی بین الاماثل سربلند فرمود و از مصدر جلال حکم صادر شد که طائفه مزبوره هر ناحيتی وسرحدی را از ممالك ایران برای اقطاع و سکنای خودشان استدعا نمایند در حق ایشان عنایت شود.کلبعلیخان و امرای افشار ملتزمین رکاب زانوزده عرض نمودند که چون الکای ارومی سرحد معظم و متصل بهخاك دولت علیه روم است و بهاین ملاحظات همواره در زیر اقدام خيول حوادث لگدکوب؛ و اهالی آنجا از اکراد و عشایر مقهور و مغلوبند و تا غایت سکان بلده مزبوره از تطاول و دستاندازی اشرار آسوده نبوده و دمی در مهد امن و امان نغنودهاند؛خاصه در فتنه امیرخان برادوست خرابی کلی بدان دیار راه یافته، اگر ایالت آن دیار به اقطاع این چاکران جان نثار عنایت گردد، رجاء واثق است که به تأییدات خداوند متعال و اقبال بلند خسرو بیهمال،جبران جرائم گذشته را در مراسم نيك بندگی و استرضاى خاطرخطیر،کوشش بلیغ بهجای آورده و ساحت آن مملکت را به داس تیغ بیدريغ از خار و خاشاك وجود اشرار آراسته و پیراسته کرده باشیم. این عرض و استدعای کلبعلیخان و طائفه افشار در حضور شاه عباس ماضی موقع قبول و استحسان یافته محض امنیت و آبادی این سرحد، ایالت و سرحدداری...ارومی به کلبعلیخان عنایت شد.پس از این مقدمات کلبعلیخان بهموجب حکم فرمان معادل هشت هزار خانوار از طوائف افشار که در عراق و فارس و کرمان و خراسان سکنی داشتند در اندك روزگاری از اوطان خودشان حرکت داده با استبداد و استعداد شایان روی به الکای ارومی نهادند.
چون کلبعلیخان و ابوابجمعی وی کوچ بر کوچ به حوالی سلماس رسیدند عده ای از عشایر ایران و عثمانی ساکن سرحدات از استماع این خبر بهاشارت تمیرخان پسر امیرخان صاحب دمدم با جمعیت بیحدومر بهمقابله و ممانعت طائفه افشار پیش آمدند و در کنار قراسوی سلماس تلاقی شد و محاربه سخت بينالجانبين وقوع یافت.دلیران افشار که شیران بیشه کارزار بودند دست به آلات حرب و ضرب برده جلادتها و مردانگیها بهظهور آوردند.مهاجمان عاقبت از صدمات حملات غازیان افشار پای ثبات و قرارشان از جا دررفته بسیاری عرصه هلاك وبقيةالسيف گریزان و در معاقل جبال حصينه منزوی و پنهان شدند.سپس کلبعلیخان با طائفه افشار مظفر ومنصور به بلده ارومی وارد شده توپراق قلعه را برای نشیمن خود اختیار کرده و برای هر طائفه از ایل افشار بلوکی و ناحیتی معین داشت که سکنی و توطن نمایند.اولاً محال دول را...بهطائفه قرهلو معروف به گندزلو داد. طائفه مزبور در محال مزبور طرح دهکده و فلاحت و زراعت انداخته به آبادی امکنه واحداث انهار و غرس اشجار پرداختند. بناب نازلو را که منبع آب آن از سه شعبه است، یکی از زیر قلعه بردوك و یکی از مهرانرود و جرمی و بیدکار است،بهطائفه کهکلو واگذار نمود و سمت رودخانه روضه بهجماعت قرقلو تقسیم شد و طوائف قاسملو و ارشلو و ایمانلو بعضی در حواشی بلد و بعضی در بحبوحه آن تمکن جستند و حکومت صاین قلعه به اللهیارخان قاسملو و قصبه اشنویه بهخداوردیخان ارشلو مفوّض گشت و سلدوز به اسکندرخان ارشلو داده شد و هکذا کلاً محالات و نواحی را فراخور شأن و رتبت در میان رؤسای ایل مزبور قسمت نمود. این طائفه که چندگاه پراکنده و پریشان روزگار بودند در چنین نقطه که به تنزه و صفا و خوشی آب و هوا الحق از سایر بلاد آذربایجان ممتاز و مستثنا است،ساکن، زبانها به شکر و سپاس ایزد یکتا و بیهمتا گشوده بهاطمینان بال و فراغت حال به فلاحت و آبادی پرداختند،تا اینکه در اندک روزگاری همگان علی قدرمراتبهم خداوندان ملك و مكنت و دارای سامان و ثروت گردیدند".
@kurdistanname
38
19
13
5
2November 2, 2025 4.1K 34