حلول روح طلعت در کانون وکلای تبریز(1)
✍طاهر خدیو
بیانیه کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری استان آذربایجانشرقی در خصوص مهاجرت کردهای عراق به آذربایجانغربی و ادعای گزاف به هم خوردن ترکیب جمعیتی این استان در نتیجه این مهاجرت، بدعتی بسیار خطرناک در ایران به شمار می رود. از این لحاظ که این متن اسفناک آگاهانه یا ناآگاهانه تحت تاثیر روح قومی آناتولی و قفقاز نوشته شده است.
آنچه آنها طرح کرده اند چیزی جز واگویه کردن شبهه افکنی های محافل پانترک در ده سال اخیر نیست. ادعای آن محافل این است که در دهه ۵۰ و ۷۰ خورشیدی با ورود جمعیت عظیمی از آوارگان کرد عراقی به استان آذربایجانغربی، ترکیب جمعی این استان دگرگون شد. آن محافل و نویسندگان این کانون احیانا نمی دانند که دولت های امروزی به خلاف دولت های پیشامدرن از بدو تاسیس سوابق سجلی اتباع خود را ثبت میکنند، بنابراین با بررسی سوابق سجلی هر شهروندی در استان آذربایجانغربی به راحتی می توان به کذب بودن این ادعا پی برد.
راست آن است که در دومرتبه آوارگان کرد عراقی به این استان پناه آوردند، اما به ضرس قاطع می توان گفت که تقریبا همه آنها به کشور خودشان بازگشته اند و به خلاف این ادعا، در دو دهه اخیر به سبب وخامت اوضاع اقتصادی ایران دست کم ده ها هزار نفر از کردهای این استان به اقلیم کردستان مهاجرت کرده اند. چنانکه شاید هیچ شهروند کردی نباشد که چند نفر از دوستان و بستگانش ساکن اقلیم نباشد.
گویا نویسندگان بیانیه با تصوری ایلیاتی از انبوهی جمعیت می پندارند که در این قلمرو هرج و مرج برقرار است و هر سخن لغو بیهوده ای را می توان به آسانی به زبان آورد . اینان نمی دانند که ایران از لحاظ اعطای تابعیت یکی از سخت گیرانه ترین قوانین دنیا را دارا است و جز در مورد برخی گروه های شیعه مذهب به سختی در این زمینه تساهلی به خرج می دهد. در این رابطه بلاتکلیفی حقوقی فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی در سال های گذشته به قدر کافی گویا است. تنها استثنای تاریخی اعطای تابعیت به خیلی عظیمی از مهاجران قفقازی در دوران رضاشاه است، برخی از این مهاجران در سال های بعد با استفاده از تابعیت ایرانی خود وارد ماجراهای سیاسی شده و نقش مهمی در ترورهای فرقه دمکرات پیشه وری از جمله حمله به فرماندار زنجان در سال ۱۳۲۴ و سرکوب مردم نواحی آذری نشین ایفا کردند.
به جز این مورد تاکنون سازمان ثبت احوال به عنوان متولی امور سجلی کشور هیچ سند یا گزارش مستندی در مورد دگرگونی تعداد یا ترکیب جمعیت در هیچ نقطه ای از کشور به ویژه استان آذربایجانغربی بر اثر اعطای تابعیت ارائه نکرده است. افرون بر این، جای شگفتی است که نویسندگان این بیانیه تابحال از مسئولان استان آذربایحان غربی و دوستانشان در ثبت احوال این استان استعلامی نگرفته اند! به خصوص از این جهت که مسئولین این استان بر اساس روالی نامعاصر همگی از یک گروه قومی انتخاب می شوند و اغلب با همفکران کانون وکلای تبریز بسیار گشاده رویانه برخورد میکنند.
براساس سرشماری های کشوری که مرکز آمار ایران از سال ۱۳۳۵ به صورت منظم انجام داده است و نتایج آن به تفکیک شهر و روستا منتشر شده است، هیچ دگرگونی معنادار و غیر طبیعی در تعداد و ترکیب جمعیت استان آذریایجان غربی خصوصا در بازه زمانی ۱۳۳۵ تا ۱۳۸۵ رخ نداده است.
گفتنی است که تنها بخش قلیلی از آوارگان کرد عراقی سال ۱۳۵۵ در استان آ.غربی اسکان یافتند، رژیم سابق عمده آنها را در شهرهای کرمان، شیراز، اصفهان و کرج اسکان داد. در سال های بعد قریب به اتفاق آنها به کشورشان مراجعت کردند و بنا به گزارشها تنها حدود هزار نفر از آنها موفق به دریافت تابعیت ایرانی شدند، با سرنگونی رژیم صدام نیمی از این تعداد با استفاده از تابعیت عراقی به کشورشان بازگشتند.
آوارگان سال ۱۹۹۱ حتی اجازه اقامت در شهرها را نیافتند و زیر نظر سازمان ملل در مراکزی مانند مجتمع کشت و صنعت مهاباد اسکان یافتند و ظرف چند ماه با ایجاد منطقه امن به کردستان عراق بازگشتند.
@sharname1
Forwarded fromشارنامه| صلاح الدین خدیو
33
6September 29, 2025 4.3K 8