مقایسه اصطلاحات کوچ نشینی و سوارکاری در زبانهای نیا تورکی و نیا هندواروپایی
اخیرا از برخی محافل، ادعاهای پوچی شنیده میشود مبنی بر اینکه زبانهای تورکی از کشاورزان ساکن در حوضه رودخانه لیائوی غربی نشات گرفته اند و سبک زندگی کوچ نشینی را از اقوام هندواروپایی وام گرفته اند. معمولا چنین اظهاراتی با هیچ مدرک و استدلالی پشتیبانی نمیشوند. از همین رو، قصد دارم تحلیل مختصری بر روی کلمات نیا تورکی و نیا هندواروپایی، در زمینه اصطلاحات مرتبط با کوچ نشینی و سوارکاری انجام دهم.
این تحلیل بر اساس فرهنگ واژگان استاروستین صورت میگیرد هرچند که چنین تحلیلی برای زبانهای تورکی ذاتا یک مقایسه نابرابر محسوب میشود، زیرا استاروستین بخش زیادی از کلمات ایزوله نیاتورکی را به کلی نادیده میگیرد تا بتواند با سایر زبانها مخصوصا زبانهای موهم آلتایی تطبیق دهد،هرچند بسیاری از این تطبیقات هم اشتباه هست و بعدها نقد خواهیم کرد.
۱. واژگان مربوط به اسب (نر، ماده و کره)
در زبان نیاهندواروپایی، هفت کلمه برای اسب ثبت شده است:
1.g'hAy-
به معنای جانور کوچک (اسب نر، خرگوش)
2.kab-, kam-
به معنای "اسب"
3.mark(')-
به معنای "اسب (نر یا ماده)"
4. ek'w-
به معنای "اسب"
5.k(')ank(')est-
به معنای "اسب"
6.g(ʷ)Ald-
به معنای "اسب (کره یا کره الاغ)"
7.kur-
به معنای "کره اسب"
در زبان نیاتورکی، ده کلمه ثبت شده است:
1.junt
به معنای "اسب، مادیان"
2.at
به معنای "اسب"
3.sil
به معنای "اسب کم خوراک"
4.KEbel
به معنای "اسب اصیل و تندرو"
5.Arkun
به معنای "اسب دورگه"
6.bEje
به معنای "مادیان"
7.Kɨsɨr
به معنای "مادیان عقیم"
8.Kulum
به معنای "کره اسب"
9.sɨp
به معنای "کره دو ساله یا کره الاغ"
10.bura
به معنای "روح اسب قربانی"
همانطور که گفته شد، استاروستین خیلی از کلمات مهم تورکی را نادیده گرفته مانند tay "کره اسب" و adgɨr "اسب نر" که در فهرست او دیده نمیشوند. در مقابل، زبان نیاهندواروپایی فارغ از هر گونه چارچوب کلان زبانی فرضی، به صورت کامل ارائه شده است. جالب آنکه حتی همگویی سلتی-ژرمنی mark(')- که به عنوان وامواژه شناخته میشود.(The Celtic Languages in Contact, 2007)، نیز در فهرست نیاهندواروپایی گنجانده شده است.
۲. مفهوم قربانی و "روح اسب قربانی"
در فرهنگ نیاتورکی، به عنصری فرهنگی با عنوان "روح اسب قربانی" برمیخوریم. همانگونه که میدانیم، فرهنگ های کوچنشین استپ اوراسیا به طور گسترده، دفن متوفی را به همراه اسبش به جا میاوردند.در نیاهندواروپایی چنین کلمه ای ثبت نشده است، هرچند که دو کلمه عمومی برای مفهوم قربانی وجود دارد:
·dap-
به معنای "قربانی کردن؛ تکه تکه کردن"
·magh-
به معنای "به قربانگاه بردن"
در مقابل، در نیاتورکی سه کلمه برای این حوزه داریم:
·(i)ātag
به معنای "قربانی، بهای خون، هدیه"
.čok-
به معنای "نیایش کردن، قربانی دادن"
·Kɨj-
به معنای "قربانی کردن،وقف کردن"
۳. اصطلاحات مربوط به رنگ (یال و موی اسب)
در نیاهندواروپایی، هیچ کلمه جداگانه ای برای توصیف رنگ اسب ثبت نشده است در حالی که در نیاتورکی سه کلمه برای این منظور وجود دارد:
·jegre-n
به معنای "کهربایی/سرخ (در مورد رنگ اسب)"
·on
به معنای "خاکستری-قهوه ای (در مورد رنگ اسب)"
·or
به معنای "شاه بلوطی-تیره (در مورد رنگ اسب)"
۴. کلمات مربوط به پوشاک سوارکاری (شلوار)
شلوار، یکی از عناصر اصلی سوارکاری محسوب میشود. حتی فرض بر این است که پیدایش شلوار به استفاده از اسب برای سواری مرتبط است (زیرا سوارکاری با پاهای برهنه دشوار است). در نیاهندواروپایی، هیچ اصطلاحی برای "شلوار" ثبت نشده است؛ اما در نیاتورکی چنین کلمه ای وجود دارد:
·(i)öm
به معنای "شلوار"
۵. کلمات مربوط به پوشاک سوارکاری (چکمه/بوت)
چکمه ها نیز یکی دیگر از لوازم زندگی سوارکاری محسوب میشوند. عقیده بر این است که چکمه ها در روسیه و خاورمیانه، از سوی کوچ نشینان رواج یافتند، چرا که چکمه های نرم برای سوارکاری بسیار مناسب بودند. در نیاهندواروپایی، این اصطلاحات وجود ندارند و تنها یک کلمه عمومی برای "کفش" دیده میشود؛ در حالی که در نیاتورکی، دو کلمه به طور خاص برای چکمه و بوت بازسازی شده است:
·ētük
به معنای "بوت، چکمه"
·bAl-mak
به معنای "بوت، کفش"
@TURK_LN













