درخت‌نشین: post #2257 — TG.ME

من دیگر نه به راهنمایی نیاز دارم، نه به تشویق. قلب خودم شور کافی دارد. همه‌ی نیازم یک لالایی است و آن را به سرشاری در هومر خود یافته‌ام. چه بار‌ها که خون به‌جوش آمده‌ام را با زمزمه‌ی ترانه‌های آن آرام نکرده‌ام، چون که بی‌تاب و قرارتر از قلب من چیزی ندیده‌ای. آری عزیزم، هیچ لازم است بر این نکته پیش تو، تویی که تاکید کنم بارها شاهد گذار ناگهانی جان من از دنیای غم یه دریایی از شادی بی‌مهار، و از افسردگی به شوری بی‌واسطه و ویرانگر بوده‌ای و دردسر این حالی‌به‌حالی‌شدن‌ها را کشیده‌ای؟ من با قلب خودم مثل بچه‌ای ناخوش رفتار می‌کنم و هر چه هوس کرد، در اختیارش می‌گذارم.

رنج‌های ورتر جوان؛ گوته
August 2, 2026 58