روزی پیانیست جوان آلمانی را وادار کردند برای چند سرباز شوروی بنوازد؛ با جملهای یخکننده: «هر وقت خسته شدی و نواختن را قطع کردی، میکشیمت.»
او حدود هشت ساعت بیوقفه نواخت؛ فرسوده، لرزان، آنقدر که در پایان، با اشک روی کلاویهها خم شد و از نفس افتاد.
سربازها تشویقش کردند، برای موسیقیاش تشکر کردند… و بعد او را به بیرون بردند و تیرباران کردند.
66February 11, 2026 363 5