از آشفتگیِ سخن تا بیماریِ خیال
علی اشکان نژاد
پریشانیِ احوال، اگرچه میتواند حاصل فشار زندگی، شکست، فقدان و اضطراب باشد، نباید به پریشانی در کلام بینجامد. انسان تا زمانی که بتواند تجربهی خود را در زبان صورتبندی کند، هنوز امکان فهمیدن، سنجیدن و بازسازی آن را دارد. سخن صرفاً وسیلهی بیان اندیشه نیست؛ اندیشه نیز تا حد زیادی در سخن شکل میگیرد. کسی که نتواند میان واقعیت، احساس و خیال مرزی زبانی بسازد، بهتدریج توان تمیز آنها را نیز از دست میدهد.
از همینجاست که پریشانیِ کلام میتواند به زوالِ ساختار فکری بینجامد. ذهنی که در آن واژهها بیقاعده به یکدیگر متصل میشوند، دیر یا زود جهانی میسازد که در آن هر توهمی میتواند جای حقیقت بنشیند و هر حدسی، معنای کشف به خود بگیرد. بسیاری از آدمها ممکن است سالهای بسیار نه با واقعیت، بلکه درون همین جهانِ ساختهشده از تعبیرهای آشفته، سوءظنها و خیالهای بیمارگونه زندگی کنند؛ و چون زبانِ خود را اصلاح نمیکنند، جهانِ ذهنیِ خود را نیز اصلاحپذیر نمییابند.
@towardinside
August 26, 2026 253 20