نمی‌دونم چرا هر بار که یه ذره با خودم بهتر میشم و کم‌کم اعتماد به… — my little corner — TG.ME

نمی‌دونم چرا هر بار که یه ذره با خودم بهتر میشم و کم‌کم اعتماد به نفسمو دوباره پیدا می‌کنم، یه جایی، تو یه جمعی، کنار یه سری آدما قرار می‌گیرم و دوباره همه چی بهم می‌ریزه. تا میام با خودم کنار بیام، تا میام قبول کنم که شاید اونقدرا هم بد نیستم و لازم نیست همیشه خودمو با بقیه مقایسه کنم، یه حرف یا یه رفتار کافیه که دوباره برگردم به همون نقطه‌ای که از خودم مطمئن نیستم. بعدش میام خونه و هی به همه چی فکر می‌کنم؛ به حرفایی که زدم، به حرفایی که نزدم، به این‌که چرا اونجوری رفتار کردم، چرا ساکت بودم، چرا نتونستم مثل بقیه راحت باشم. بعدم دوباره شروع می‌کنم به ایراد گرفتن از خودم. انگار یه عده آدما خیلی راحت می‌تونن کاری کنن که من خودمو کمتر از چیزی که هستم ببینم. شاید حتی خودشون ندونن که رفتارشون چقدر روی من اثر گذاشته، ولی خب اثر میذاره، خیلی هم میذاره. چیزی که بیشتر از همه اذیتم می‌کنه اینه که قبلش داشتم سعی می‌کردم خودمو دوباره دوست داشته باشم. داشتم یاد می‌گرفتم که لازم نیست شبیه کسی باشم، لازم نیست همیشه بهترین باشم و لازم نیست همه منو تأیید کنن. ولی انگار هر بار یه چیزی میاد و دوباره اون حس رو ازم می‌گیره. با این حال دارم کم‌کم یاد می‌گیرم که هر حسی که تو یه جمع بهم دست میده، لزوماً حقیقت من نیست. اگه کنار یه سری آدما حس می‌کنم کافی نیستم، شاید مشکل از من نباشه. شاید فقط آدمای درستی دورم نیستن. شاید قرار نیست خودمو برای جا شدن تو هر جمعی تغییر بدم. و شاید اعتماد به نفس یعنی همین؛ هر بار که خودمو گم کردم، دوباره آروم‌آروم خودمو پیدا کنم، حتی اگه صد بار طول بکشه.
September 1, 2026 17