فکر کنم یکی از چیزایی که بیشتر از چیزی که باید روی من اثر می‌ذاره،… — my little corner — TG.ME

فکر کنم یکی از چیزایی که بیشتر از چیزی که باید روی من اثر می‌ذاره، واکنش آدم‌ها به ذوقمه. وقتی برای چیزی هیجان‌زده می‌شم، معمولاً دلم می‌خواد همون لحظه برای کسی که برام مهمه تعریفش کنم. نه اینکه انتظار داشته باشم اونم به اندازه‌ی من ذوق کنه، فقط دلم می‌خواد چند دقیقه توی خوشحالیم شریک باشه. ولی بعضی وقتا یه جواب کوتاه، یه واکنش سرد یا حتی یه شوخی ساده کافیه که تمام اون هیجان یه‌دفعه از بین بره. عجیب‌ترش اینه که شاید اون آدم اصلاً قصد بدی نداشته باشه و حتی خودش ندونه چه تأثیری روی من گذاشته، ولی من بعدش مدام به این فکر می‌کنم که کاش اصلاً چیزی نمی‌گفتم. کاش همون ذوق کوچیک رو برای خودم نگه می‌داشتم. چون وقتی چند بار این اتفاق میفته، کم‌کم یاد می‌گیری قبل از اینکه چیزی رو با کسی درمیون بذاری، اول توی ذهنت حساب کنی که «نکنه براش مسخره باشه؟ نکنه زیادی ذوق کردم؟ نکنه اصلاً براش مهم نباشه؟» و فکر کنم این قسمت از همه بدتره؛ اینکه یه جایی به بعد دیگه قبل از گفتن چیزی، خودت ذوقت رو کنترل می‌کنی. نه چون اون چیز دیگه برات قشنگ نیست، چون نمی‌خوای دوباره کسی با یه واکنش ساده کاری کنه که خودت هم قشنگیِ چیزی که دوست داشتی رو زیر سؤال ببری. من فکر نمی‌کنم آدم‌ها همیشه باید ذوق ما رو بفهمن یا دقیقاً مثل خودمون واکنش نشون بدن. فقط کاش گاهی وقتی یکی با چشم‌های پر از هیجان داره از چیزی برات حرف می‌زنه، حواست باشه که شاید اون لحظه بیشتر از خودِ موضوع، داره یه تکه از خودش رو باهات شریک می‌شه. و بعضی ذوق‌ها اگر چند بار نادیده گرفته بشن، دیگه مثل قبل راحت بیرون نمیان. نه اینکه از بین رفته باشن؛ فقط آدم یاد می‌گیره کجاها پنهانشون کنه.
August 31, 2026 15