"در رستورانهای کنارِ جادهای و قهوهخانههای تا نیمهشب باز، سرسرای هتلها و کافههای ایستگاهها از غلظتِ احساسِ تنهایی در مکانِ عمومیِ غریب میکاهیم و برای همین حسّ متمایزِ در جمعبودن را بازکشف میکنیم. غیابِ زندگیِ خانوادگی، نورهای درخشان و لوازمِ نامشخص و بیهویت میتواند استعارهای باشد از آسایشِ کاذبِ خانه. اینجا راه بازکردن برای غم شاید سادهتر باشد تا در اتاق نشیمنِ خانهای با کاغذدیواری و عکسهای قابشده؛ صحنهآراییِ پناهگاهی که دستِ رد بر سینهمان زده. آدمها در نقاشیِ هاپر به خودیِ خود هیچ خصومتی با خانه ندارند، نکته فقط اینجاست که خانه، به روشهای ناشناختهی گوناگون به آنها خیانت کرده، و در دلِ شب، میانِ جادهای متروک به اجبار بیرونشان رانده. رستورانی بیستوچهارساعته، تالارِ انتظارِ ایستگاه یا مُتل، مأمنِ کسانیست که به دلایلی کاملاً شرافتمندانه از یافتنِ خانهای در دنیای معمولی درماندهاند." در باب مشاهده و ادراک آلن دوباتن | امیر امجد @thisisdiyar
در رستورانهای کنارِ جادهای و قهوهخانههای تا نیمهشب باز، سرسرای… — دیار — TG.ME
June 28, 2025 713 9