🐉🔥 فاتحین وستروس، ملکهی آتش و رؤیا
🔹 بخش دوم: سقوط ستارهای در آتش
اما وستروس، سرزمینی نبود که رؤیاها را بر دوش کشد. زمینش، تشنهی خون بود، و مردمانش، خوکرده به آهن و جنگ! ملکهای که به مِهر فرمان راند، در دنیایی که تیغ داور مطلق است، دیر یا زود به سرنوشتی تلخ دچار خواهد شد.
🔸️رینیس، که در میان ابرها آرامش مییافت، بیآنکه بداند، به سوی مرگی شکوهمند اما تراژیک پرواز کرد.
دورن، سرزمینی که در برابر شعلههای ایگان زانو نزد، دسیسهای را پرورانده بود که داستانی دیگر برای ملکهی اژدها رقم زند. در شورشی که به یکی از خونبارترین روزهای سلطنت تارگرینها بدل گشت، رینیس بر فراز ساناسپیر پرواز کرد، بیآنکه بداند نگاه هزاران مرد، نه با تحسین، که با کینه و انتظار بر او دوخته شده است.
🔹️و آن هنگام که تیرهای کشندهی عقربهای دورنی به سوی آسمان شلیک شد، ستارهای درخشان به خاموشی گرایید. مراکسس، با نعرهای که آسمان را شکافت، سقوط کرد، و ملکه اژدها در میان زبانههای مرگ ناپدید گشت.
🔸️جسدش هرگز بازنگشت. برخی گویند که در شعلههای سقوط خویش نابود شد، و برخی دیگر نجوا میکنند که زنده به اسارت گرفته شد و در سیاهچالههای بیرحم دورنی، جان داد. هر چه بود، ملکهای که رویا در سر داشت، در آغوش خاکستر و باد، در یادها جاودانه شد.
🔹️اما مرگ رینیس، فراتر از یک تراژدی شخصی بود؛ این، نخستین تلنگر بود که نشان دهد خاندان تارگرین شکستناپذیر نیست! وستروس، که تا آن هنگام در برابر شعلههایشان سر خم کرده بود، دریافت که حتی خدایان آتش نیز میتوانند سقوط کنند.
🔸️با مرگ رینیس، وستروس یک ملکه را از دست داد؛ اما آنچه هرگز خاموش نشد، یاد زنی بود که بیش از آنکه فتح کند، قصد داشت بسازد! که بیش از آنکه بر اژدها سوار باشد، در آسمان پرواز میکرد؛ و مرگش همانند زندگیاش، چون نغمهای زیبا و تلخ، در دل تاریخ طنین انداخت...
پایان.
✪| #Fantasy
✪| #Asoiaf
✪| #Fact | #Book
TPR❥| The Phantom Realm

6
1
1April 13, 2025 101