خستهام از اینکه هر بار میخوام از زندگی حرف بزنم، آخرش میرسیم به چیزهایی که نشد، چیزهایی که نتوانستیم و آیندهای که آنطور که فکر میکردیم پیش نرفت، خستهام از اینکه برای سادهترین خواستهها هم باید اینهمه بجنگیم و بعد تازه بابت خسته بودنمان خودمان را سرزنش کنیم، شاید اگر فقط مشکل من بود راحتتر تحملش میکردم اما وقتی میبینم خیلیها شبیه من دارند با رویاهایی که نصفهنیمه جا گذاشتهاند زندگی میکنند یک غم عجیبی میاد سراغم، غم نسلی که فقط میخواست معمولی زندگی کند اما حتی معمولی زندگی کردن هم برایش تبدیل به آرزو شد.
August 24, 2026 7.7K 86