آدم نمیتونه همیشه خلاءهای وجودش رو با درس پر کنه. یکجاهای به این میرسی که بعضی خلأها فقط با خودِ احساس پر میشن، با یک تجربهی واقعی انسانی، با دوست داشتن، با تعلق داشتن، با لمس کردن زندگی، با تجربه کردن چیزی که نمیتونی اون رو به یک مسئله ذهنی تبدیل و حلش کنی. مهارتی که سالها برای زنده موندن بهش تکیه کردی، دیگه برای این قسمت از زندگیت کافی نیست. میتونی ساعتها درس بخونی، یاد بگیری، خودت رو مشغول کنی، تحلیل کنی، بفهمی و حتی از نظر ذهنی پیشرفت کنی اما هیچکدوم جای یک احساس تجربه نشده رو نمیگیرن. میبینی هرچقدر احساسات رو هم سرکوب کنی در آخر باید همراهت حملشون کنی و حالا تو میمونی و یک سحابی گندهی از احساسات که توی خودت دفن کردی. آدم در نهایت مجبور میشه بهجای جایگزین کردن یک چیز با چیز دیگه، با خود نیاز بهش مواجه بشه.
18September 4, 2026 209 7