«ورق خورد و رفت، روزها ورق خورد و رفت🎧 Por
عوض شدش سخت، صدتا هدف بود تو سر
زد یه تبسم سرد حس تنفر و صبر
قلب و روحو خورد و کردی تنفسو سخت
پر کرده پارو، شمرد لحظهها رو
یه بندم تو جادهست چون گم کرده راه رو
کند خندهها شو، کمر بست و پا شد
باید یه جا میرسید و میبست فقط لاشو هی
اگه برسه باید برسه
باید برسه تا صبح روز بعدش همش خاطره شه
رو لحظهها فردا با کته با سرحال اون راه بره چفت هه
میرسه از راه یه روز به هر حال
یه روز که میشنوه تهِ بازی داور داشت
عوض نشد، نرفت شکی لای باورهاش
عقب نیفتاده اونکه مونده پا حرفهاش»
•[ @Texttrapi ]•



