تکنولوژی و معنا (تمنا): post #339 — TG.ME

"تو کارتی نداری"

این جمله که سیاستمداری روان‌پریش و کودک بارها تکرارش کرد، مهم‌ترین حکمت سیاست و به طور کلی‌ هر بازی‌است.

کارت‌ها در سیاست به درد می‌خورند. کارت‌ها اعمال قدرت می‌کنند. کارت‌ها چهار شکل دارند:

کاری را می‌خواهم بکن، وگرنه به تو صدمه می‌زنم. مثلا نیروهای نیابتی‌ام دوستانت را می‌کشند.

کاری را که می‌خواهم بکن تا کاری را برایت بکنم که می‌خواهی. مثلا، پول بده تا نفت بدهم یا بیا با هم کارخانه فورد و نمایندگی مک‌دونالد راه بیندازیم.

کاری را که می‌خواهم بکن، چون دوستم داری. و نارسیسیست قدرت‌طلب اساسا کسی را دوست ندارد، پس هیچ.

کاری را که می‌خواهم بکن چون همانطور که می‌دانی، این کار درست است. چون تابع ارزش‌هایمان خیلی متفاوت است، بعید است آنچه می‌خواهم، به نظرت درست باشد.

پس، یا از صدمه‌ام بترس یا منافع مشترکی می‌سازیم.

جمهوری اسلامی نزدیک نیم قرن است با ایالات متحده و اسراییل در استراتژی اول گفتگو می‌کند که خوب البته کارت‌هایش تمام شده.

دهه شصت و هفتاد، در استراتژی دوم و سوم و چهارم با مستضعفان و کشورهای جنبش عدم تعهد و اسلامی و همسایه صحبت می‌کرد، اما هرچه گذشت، لحنش به بیماری قدرت‌طلب تحول یافت و به استراتژی اول رفت. از همان ابتدا هم در استراتژی دوم ضعیف بود که جای صحبت بیشتر دارد و بماند برای پستی دیگر. حالا که ورشکست شده، هیچ برایش نمانده: نه کسی دوستش دارد، نه تابع ارزشش برای کسی گیراست، نه منافع مشترک می‌سازد و نه ترسناک است؛ جز در صورتی که بمب اتمی داشته باشد. حاکمان فعلی و آتی هم که جام زهر بلد نیستند بنوشند و کوتاه بیایند، پس بمب خواهند ساخت بلکه ترسناک به نظر رسند. بیشتر منابع هدر خواهند داد، بقیه نخواهند گذاشت بمب ساخته شود و اینها کمتر از همیشه ترسناک خواهند بود.

کارتی که همیشه کار می‌کند، پشتوانه مردم و توانایی ساختن منافع مشترک است که از هر دو بی‌بهره‌ای.

"تو کارتی نداری"، کاش بفهمی.
March 2, 2025 1.5K 14