تکنولوژی و معنا (تمنا): post #325 — TG.ME

در ناامیدی بسی امید است
پایان شب سیه را خودت باید سپید کنی

این روزها، اگرچه تاریک‌اند، اما روشنی هیچگاه دور از دسترس نیست. حکومت ضحاکانِ منافق است که حرث و نسل به باد داده و می‌دهد. و حال سه راه پیش روی هر یک از ماست: اول، پیوستن به منافقان و نان به نرخ روز خوردن. دوم، حسرت و آه کشیدن و یاس. سوم، بر پا شدن و نجات دادن؛ اول خویش را و سپس، نزدیکان را و سپس، جامعه را.

من سومی را انتخاب کرده‌ام و به رغم همه مدعیانی که منع عشق کنند، مشق زندگی شادانه می‌کنم. این گونه:

۱. اول از سلامت روان خود مراقبت کنیم. سیل اخبار بد را  رها کنیم که در این لحظه کاری نمی‌توانیم کرد. بگذار بخورند و بچاپند و بکشند و بدرند تا اجل‌شان برسد که در حال مرگ‌اند.
۲. تا می‌توانیم از تهران و شهرهای بزرگ فاصله گیریم. ولو به سفری یا گذاری. در اینجا در آبعلی و دماوند، مردم هوای پاک تنفس می‌کنند و غذای سالم‌تری می‌خورند و طبیعت می‌بینند و اصلا تنش روانی تهرانیان را ندارند. دعوا و خشونت نادر است و صلح و صفا چون قدیم‌های تهران که بچه بودم و به یاد دارم، برقرار.
۳. به رژیم غذایی سالم‌تر، ورزش منظم سبک، هنر و معاشرت با افراد امن بپردازیم. در خانه من در این ده زیبا، باز است به رویتان. و آماده‌ام برای برنامه‌های جمعی که آدمی مدنی بالطبع است.
۴. به نقایص و خدای‌ناکرده، امراض درونی و روانی‌مان اهمیت دهیم؛ حتی بیش از غذایمان و بیش از ظاهرمان. عاقل کسی است که ذهنش را بر بدن و فیسش مقدم بدارد. اصلاحات از خانه آغاز می‌شود. باشد که هنگامی که فرصتی پدید آمد و کاره‌ای در شرکتی یا دولتی شدیم، بدکارتر از کنونیان نباشیم.
۵. در غارهای خانگی خود محبوس نشویم و اورتینکینگ نکنیم. خوبان کم‌ شده‌اند، اما هستند. بگردیم و بیابیم و به اشکال مختلف پیوند و رابطه برقرار کنیم.
۶. تاریخ بخوانیم. هیچ ملتی از ابتدا در ناز و نعمت نبوده و هیچ ناز و نعمتی و هیچ نکبت و نگون‌بختی‌ای دائمی نبوده. ما هم تافته جدابافته نیستیم.
۷. از اندیشه تقدیری در معنای مضرش، فاصله گیریم. همه چیز به دست خداوند است، اما لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم. پس تغییر کنیم تا خدا تغییر دهد. و او به اسباب تغییر می‌دهد و اسباب خود ماییم.
۸. بلا و مصیبت هم از جانب خداست. لا موثر فی الوجود الا الله. و من خود بلاکش‌ترینم که نه تنها حکومتم و زمانه‌ام بد است، که خانواده هم ندارم و نزدیک‌ترین کسانم چه بسا خطرناک‌ترین‌اند. شما نوعا شرایط بهتری از من دارید. پس صبر کنیم، تدبیر کنیم و به خدا پناه بریم.
۹. به رغم همه اینها، شرایط‌تان عالی است. خوانندگان من! نوعا معیشت‌تان برقرار است و تحصیلات و اعتبار دارید و گرفتار یومیه نیستید، گرفتار اعتیاد، بدهی، بحران خانوادگی شدید، جنگ و ... نیستید. پس شاکر باشید. من هر گاه یادم بیاید، شکر می‌کنم و شب‌ها هم همه چراغ‌ها را خاموش می‌کنم، با نور یک شمع، مراسم شکرگزاری به جا می‌آورم. بسی آرامش‌بخش است.
۱۰. ما گرفتار نفس و روان خویش‌ایم. پس به مایندفول‌نس یا ذهن‌آگاهی اهمیت دهید و تمرینش کنید. مداوم انجام می‌دهم و بسی راهگشاست.
۱۱. دوباره و برای تاکید: همدیگر را بیابیم، بشناسیم، بسازیم و بداریم.

هر کس می‌خواهد با من و دوستانم همداستان شود، بسم الله در خدمت و در دسترس‌ام.

آینده از آنِ هر کسی است که آینده را بسازد و من چنین  خواهم کرد. بعون الله الملک الاعلی

شنبه برفی، بیست‌ونهم دی ماه چهارصدوسه
January 18, 2025 1.5K 32