"گاهی میراث از پدران به پسران نمیرسد، ازجاهلی به جاهل دیگر میرسد"
مصداق جمله فوق را میتوان در خانواده حسابی ها دید. زمانی که معرکه گیری و هوچی گری از محمود به ایرج رسید! درسالهای اخیر تصویری اسطورهای از محمودحسابی به واسطه دروغهای پسرش ساخته شده است که عاری ازحقیقت است. از داشتن نظریهای در علم فیزیک و تا بنیان نهادن دانشگاه تهران و... براساس اسناد موجود محمودحسابی مطلقا دخالتی در تاسیس دانشگاه تهران نداشته است و این دروغ ساخته ذهن پسرش است. درعلم فیزیک صرفا معلمی متوسط الحال بود که حتی زحمت درس دادن را به خود نمیداد. دکترضیاموحد که سالها شاگرد حسابی بود، میگوید: بنده شاگرد دکتر حسابی بودم و دو تا درس با او داشتم. این نبوغ ادعایی، در دکتر حسابی وجود نداشت وهیچ کس چنین ادعایی نداشت و اصلاً نام دکتر حسابی هم در تاریخ علم فیزیک، به عنوان یک دانشمند بزرگ ثبت نشده است. به هیچ وجه یک معلم خوب فیزیک نبود. جزوهاش اصلاً جزوه درست و حسابی نبود. دکتررضا منصوری یکی دیگر از شاگردان حسابی دیدار وی با انیشتین را کامل کذب میداند. دکتر مجتهدی همکارحسابی در حضور بعضی از استادان دانشگاه به وی میگوید جلسهای بگذارد و درباره این ملاقات با انیشتین و نتایجش صحبت کند. حسابی هرگز چنین جلسهای نگذاشت!
حسابی نه تنها دانشمند نبود بلکه یک سیاستمدار بسیار کم خرد و خودبین بود. زمانی که دردولت مصدق وزیر فرهنگ شد، با دکترمجتهدی رئیس دبیرستان البرز درگیر میشود و حکم برکناریش میدهد. مجتهدی هنوز ازخوابگاه البرز استفاده میکرد. حسابی درجلسه هیئت دولت تقاضا میکند که هنگی دراختیارش بگذارند که مجتهدی را بلند کند! مصدق میگوید:
آقا قشون بکشیم این را از این جا بیندازیم بیرون؟این حرف ها چیه؟ علی امینی دیگر عضو کابینه از حماقتهای حسابی بسیارسخن گفته است و اینکه مصدق هممطلقا از حسابی راضی نبوده است."یک روز از مصدق السلطنه پرسیدم که آقا این حسابی را کی به شما معرفی کرد؟ گفت آقاجان، سنجابی از وزارت فرهنگ رفت و این را به ریش ما بست". همینطور دکتر سیاسی، رئیس دانشگاه تهران ازحسادت و کارشکنی های حسابی در کارهایش به کرات سخن گفته است.
با تمام این اوصاف درسالهای اخیر ایرج حسابی، پسر محمود، با نوشتن کتابی و انجام مصاحبههای متعدد درصدد ترسیم چهرهای غیرواقعی از پدرش بوده است. بایست این خانواده را از نو شناخت!
3September 4, 2026 677 6 12