این برادر منه… همون مردی که برای مردمش ایستاد و تا آخر کم نیاورد
خواهر پارسا امینی با انتشار ویدئویی از برادرش، در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
رفتنت کمرم رو شکست، اما راهی که با شجاعت رفتی، باعث میشه با تمام اشکهام سرم رو بالا بگیرم و بگم: «این برادر منه… همون مردی که برای مردمش ایستاد و تا آخر، کم نیاورد.» 🖤
🔸محمد پارسا امینی، نوجوان ۱۷ ساله و کوچکترین فرزند خانواده بود. دو خواهر بزرگترش ازدواج کرده بودند و به گفته نزدیکانش، پارسا پس از پدر، تکیهگاه خواهرانش به شمار میرفت. او نوجوانی پرانرژی و علاقهمند به جنگل و طبیعتگردی بود و حضورش خانه را با خنده و شادی پر میکرد.
پارسا تا کلاس دهم درس خوانده بود، اما پس از آن تحصیل را رها کرد و وارد بازار کار شد. او معتقد بود باید زودتر مستقل شود و روی پای خودش بایستد. صبحها در یک شرکت تبلیغاتی کار میکرد و عصرها به خانه بازمیگشت. او با کودکان کار ارتباط نزدیکی داشت، از حقوق خود برای آنها غذا میخرید و رابطهه صمیمانهای با این کودکان داشت.
نزدیکان پارسا میگویند او ایران را دوست داشت و حاضر نبود کشورش را ترک کند. چند روز پیش از کشته شدن نیز با اشتیاق از آینده ایران و آرزوهایش سخن گفته بود. خرید یک خودروی فولکسواگن گلف و داشتن موتورسیکلت از آرزوهای او بود. مدتی پیش از کشته شدن، از مادرش خواسته بود حقوقش را پسانداز کند و با آن برایش طلا بخرد و نگه دارد.
شامگاه ۱۸ دیماه، پارسا تصمیم گرفت از خانه بیرون برود. مادرش که نگران جان او بود، تلاش کرد مانع رفتنش شود. پارسا در پاسخ گفته بود:
«مگر خون من رنگینتر است؟ مردم برای وطنشان میروند، من هم میروم.»
سپس برای آرام کردن مادرش گفت به گیمنت میرود و زود بازمیگردد.
بر اساس روایت خانواده، پارسا آن شب به فلکه پنجم فردیس رفت. در جریان شلیکها، هنگامی که برای کمک به یکی از مجروحان خم شده بود، گلولهای به کمرش اصابت کرد و به سمت قلبش کمانه کرد. مردم او را به درمانگاهی در حومه فردیس رساندند، اما پارسا در مسیر جان باخت.
یکی از پرستاران با خانواده او تماس گرفت و خواست هرچه سریعتر خود را به درمانگاه برسانند تا ماموران پیکرش را منتقل نکنند. پیکر پارسا تا صبح در کنار خانوادهاش باقی ماند و سپس به سردخانه بهشت سکینه انتقال یافت.
خانواده محمد پارسا امینی نمیخواستند فرزندشان در مکانی دور به خاک سپرده شود. پیکر این نوجوان در امامزاده ابراهیم ملارد، قطعه ۲۵، ردیف ۲۳، شماره ۲ دفن شد. پارسا از خانه بیرون رفت و به مادرش قول داد زود بازگردد؛ اما آن شب، گلوله به زندگی نوجوانی پایان داد که تنها ۱۷ سال داشت و هنوز بسیاری از آرزوهایش را تجربه نکرده بود.
◾️شبکههای اجتماعی میتوانند روایت خانوادههای داغدار و دادخواه را از سکوت و فراموشی بیرون بیاورند. انعکاس و بازنشر روایت جانباختگان، به شنیدهشدن صدای این خانوادهها، ثبت حقیقت و زندهماندن خواسته آنان برای دادخواهی کمک میکند.
#پارسا_امینی