درس‌های من از دو یار فرهیخته این پیام موقت است و به‌بهانه‌ی تبریک… — تاریخنامهٔ بلعمی | ترجمهٔ تاريخ طبري — TG.ME

درس‌های من از دو یار فرهیخته این پیام موقت است و به‌بهانه‌ی تبریک موفقیت دوستانم، آقایان موسوی، کروندیان و حداد مهرجردی در آزمون کارشناسی ارشد ادبیات فارسی* از موهبات زندگی نگارنده‌ی این سطور که تا عمر دارد با یادآوریشان اوقاتش خوش خواهد شد، حضور و تحصیل در دانشگاه تهران است؛ هرچند تلخی‌ها و کدورت‌های باعث نقض عفت‌کلام هم کم نبوده‌اند. فایده‌‌ی دانشگاه تهران برای من بنده هم جز گنجینه‌ی کتابخانه‌ی مرکزی و چیزهای دیگر، همانا فرصت آشنایی و ملاقات و معاشرت با عده‌ای مردان راست‌کردار و دانشمند بود که گاه در شمار درخشان‌ترین ذهن‌های نسل خود هم توانند بود. این فرصت هم نعمتی کوچک نیست و قدر آن را باید شناخت. اینجا چند نکته‌ی آموخته‌های خودم را مرور می‌کنم از دو نفر دانشجوی زبان و ادبیات فارسی که بخت داشتم از نخستین روزهای حضور در دانشکده، از صحبت و رفاقتشان بهره‌مند شوم. می‌نویسم تا برای امثال بنده تذکر باشد که «تو داد و دهش کن، فریدون تویی». از محمدحسین کروندیان آموختم که بجای باورکردن [و حتی خیلی بدتر، تکرارکردن] حرف‌های دست‌چندم و بجای قناعت به تفاله‌ی ناخالص جویده‌ی دیگران، دانشمند باید صاحب تجربه‌ و مطالعه‌ی اصیل باشد؛ یعنی همّت کند و با منابع اساسی مأنوس شود و بر آن‌ها مشرف باشد؛ وگرنه یا خودش یاوه می‌گوید یا با رضایت خاطرِ چندش‌آوری، مَچَلِ یاوه‌های دیگران می‌شود و اسیر دنیای حقیر اطلاعات دست‌چندم می‌ماند. این موفقیت در «زدن به دریا» هم البته در گروِ مبلغی استعداد و عقل است که باز آن هم در هرکسی نیست. رضا حداد به من فهماند که پژوهشگر صبور است و هیجان در کار علم ضرر دارد. دست برتر همیشه مال ذهن پخته است و این پختگی هم، علاوه برآنکه نتیجه‌ی استمرار و حوصله است، نتیجه‌ی دوری از حاشیه و ابتذال است. ذهنی که از خاله‌زنک‌بازی پر شود، جایی برای تعلیم و تحقیق واقعی ندارد. در نهایت، «آب کم جو؛ تشنگی آور به دست». __ * «لااقل اینقدرم عقل و کفایت باشد» که ساده‌لوحانه به غفلتِ ذات‌باوری درنیفتم و بدانم آزمونی که گروه طراحانش مثلاً چند نفر از نوعِ دانشیار دانشگاه‌ فلانک است- که گاه حتی دکتری‌دهندگان او هم باز دانشیار دانشگاه فلانک بوده‌اند-، معیار صلاحیت و فرهیختگی کسی نمی‌شود. فضایل بر هر کسی که با حسادت و تیره‌دلی کور نشده باشد، معلوم است همیشه. چون کنی بر بی‌حسد، مکر و حسد زان حسد دل را سیاهی‌ها رسد خاک شو مردان حق را پیشِ پا خاک بر سر کن حسد را همچو ما

August 26, 2026 151 6